well-haired

[ایالات متحده]/[wɛl ˈhɛːd]/
[بریتانیا]/[wɛl ˈhɛːr]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن موی چروک، سالم و جذاب؛ داشتن یک سر مو خوب؛ داشتن مو در حالت خوب.

عبارات و ترکیب‌ها

well-haired man

مرد موی خوب

well-haired child

کودک موی خوب

being well-haired

داشتن موی خوب

seemed well-haired

به نظر می‌رسید موی خوب داشته باشد

well-haired woman

زن موی خوب

a well-haired youth

یک نوجوان موی خوب

quite well-haired

خیلی موی خوب

well-haired head

سر موی خوب

found well-haired

موی خوب پیدا شد

very well-haired

خیلی موی خوب

جملات نمونه

the well-haired gentleman smiled warmly at the children.

آقای خوب موی با لبخند گرم به کودکان نگاه کرد.

she admired the well-haired poodle in the park.

او گله‌ای با موی خوب در پارک را تحسین کرد.

he was a well-haired man with a distinguished appearance.

او مردی با موی خوب و ظاهری متمایز بود.

the well-haired athlete practiced diligently for the competition.

ورزشکار با موی خوب با حرص و اهتمام برای مسابقه تمرین کرد.

the artist painted a portrait of a well-haired woman.

هنرمند یک پورتره از زنی با موی خوب رسم کرد.

the groom meticulously styled the bride's well-haired chignon.

خوشنویس با دقت موهای پریشان زن را بازیابی کرد.

the well-haired boy played happily with his toys.

پسری با موی خوب به خوشحالی با بازیگرنش بازی می‌کرد.

the stylist created a modern look for the well-haired model.

ستیلیست یک ظاهر مدرن برای مدلی با موی خوب ایجاد کرد.

the well-haired professor lectured on ancient history.

پروفسور با موی خوب در مورد تاریخ باستان سخنرانی کرد.

the family photo showcased a well-haired young man.

عکس خانوادگی یک جوان با موی خوب را نمایش داد.

the well-haired dancer moved gracefully across the stage.

رقصنده با موی خوب به طور زیبایی روی صحنه حرکت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید