well-haired man
مرد موی خوب
well-haired child
کودک موی خوب
being well-haired
داشتن موی خوب
seemed well-haired
به نظر میرسید موی خوب داشته باشد
well-haired woman
زن موی خوب
a well-haired youth
یک نوجوان موی خوب
quite well-haired
خیلی موی خوب
well-haired head
سر موی خوب
found well-haired
موی خوب پیدا شد
very well-haired
خیلی موی خوب
the well-haired gentleman smiled warmly at the children.
آقای خوب موی با لبخند گرم به کودکان نگاه کرد.
she admired the well-haired poodle in the park.
او گلهای با موی خوب در پارک را تحسین کرد.
he was a well-haired man with a distinguished appearance.
او مردی با موی خوب و ظاهری متمایز بود.
the well-haired athlete practiced diligently for the competition.
ورزشکار با موی خوب با حرص و اهتمام برای مسابقه تمرین کرد.
the artist painted a portrait of a well-haired woman.
هنرمند یک پورتره از زنی با موی خوب رسم کرد.
the groom meticulously styled the bride's well-haired chignon.
خوشنویس با دقت موهای پریشان زن را بازیابی کرد.
the well-haired boy played happily with his toys.
پسری با موی خوب به خوشحالی با بازیگرنش بازی میکرد.
the stylist created a modern look for the well-haired model.
ستیلیست یک ظاهر مدرن برای مدلی با موی خوب ایجاد کرد.
the well-haired professor lectured on ancient history.
پروفسور با موی خوب در مورد تاریخ باستان سخنرانی کرد.
the family photo showcased a well-haired young man.
عکس خانوادگی یک جوان با موی خوب را نمایش داد.
the well-haired dancer moved gracefully across the stage.
رقصنده با موی خوب به طور زیبایی روی صحنه حرکت کرد.
well-haired man
مرد موی خوب
well-haired child
کودک موی خوب
being well-haired
داشتن موی خوب
seemed well-haired
به نظر میرسید موی خوب داشته باشد
well-haired woman
زن موی خوب
a well-haired youth
یک نوجوان موی خوب
quite well-haired
خیلی موی خوب
well-haired head
سر موی خوب
found well-haired
موی خوب پیدا شد
very well-haired
خیلی موی خوب
the well-haired gentleman smiled warmly at the children.
آقای خوب موی با لبخند گرم به کودکان نگاه کرد.
she admired the well-haired poodle in the park.
او گلهای با موی خوب در پارک را تحسین کرد.
he was a well-haired man with a distinguished appearance.
او مردی با موی خوب و ظاهری متمایز بود.
the well-haired athlete practiced diligently for the competition.
ورزشکار با موی خوب با حرص و اهتمام برای مسابقه تمرین کرد.
the artist painted a portrait of a well-haired woman.
هنرمند یک پورتره از زنی با موی خوب رسم کرد.
the groom meticulously styled the bride's well-haired chignon.
خوشنویس با دقت موهای پریشان زن را بازیابی کرد.
the well-haired boy played happily with his toys.
پسری با موی خوب به خوشحالی با بازیگرنش بازی میکرد.
the stylist created a modern look for the well-haired model.
ستیلیست یک ظاهر مدرن برای مدلی با موی خوب ایجاد کرد.
the well-haired professor lectured on ancient history.
پروفسور با موی خوب در مورد تاریخ باستان سخنرانی کرد.
the family photo showcased a well-haired young man.
عکس خانوادگی یک جوان با موی خوب را نمایش داد.
the well-haired dancer moved gracefully across the stage.
رقصنده با موی خوب به طور زیبایی روی صحنه حرکت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید