thick-haired woman
زن با موهای ضخیم
thick-haired man
مرد با موهای ضخیم
thick-haired girl
دختر با موهای ضخیم
thick-haired boy
پسر با موهای ضخیم
she's thick-haired
او با موهای ضخیم است
he's thick-haired
او با موهای ضخیم است
thick-haired and beautiful
ضخیم مو و زیبا
thick-haired style
سبک موی ضخیم
she had thick-haired, flowing locks that cascaded down her back.
او موهای ضخیم و روان داشت که روی پشتش آب میشد.
the artist admired the model's thick-haired head and striking features.
هنرمند از سر ضخیم مو و ویژگیهای برجسته مدل تحسین کرد.
he inherited his thick-haired genetics from his mother's side of the family.
او ژنهای ضخیم مو را از طرف مادرش به ارث برد.
the stylist recommended a layered cut to complement her thick-haired texture.
آرايشگر یک برش لایهای را برای تکمیل بافت ضخیم موی او توصیه کرد.
maintaining thick-haired hair requires regular conditioning and deep treatments.
حفظ موهای ضخیم مو نیاز به حالتدهی منظم و درمانهای عمیق دارد.
he ran his fingers through her thick-haired mane, a gesture of affection.
او انگشتانش را از میان گیسوان ضخیم موی او عبور داد، نشانه ای از محبت.
despite the heat, she refused to cut her thick-haired hair.
با وجود گرما، او از کوتاه کردن موهای ضخیمش امتناع کرد.
the wind whipped through his thick-haired head as he cycled uphill.
باد از میان سر ضخیم موی او عبور کرد، در حالی که او با دوچرخه بالا میرفت.
she braided her thick-haired hair to keep it out of her face.
او موهای ضخیمش را بافت تا از روی صورتش دور نگه دارد.
the shampoo was specifically designed for thick-haired and oily hair types.
شامپو به طور خاص برای انواع موهای ضخیم و چرب طراحی شده بود.
he envied his friend's thick-haired, youthful appearance.
او از ظاهر جوان و ضخیم موی دوستش غبطه میگرفت.
thick-haired woman
زن با موهای ضخیم
thick-haired man
مرد با موهای ضخیم
thick-haired girl
دختر با موهای ضخیم
thick-haired boy
پسر با موهای ضخیم
she's thick-haired
او با موهای ضخیم است
he's thick-haired
او با موهای ضخیم است
thick-haired and beautiful
ضخیم مو و زیبا
thick-haired style
سبک موی ضخیم
she had thick-haired, flowing locks that cascaded down her back.
او موهای ضخیم و روان داشت که روی پشتش آب میشد.
the artist admired the model's thick-haired head and striking features.
هنرمند از سر ضخیم مو و ویژگیهای برجسته مدل تحسین کرد.
he inherited his thick-haired genetics from his mother's side of the family.
او ژنهای ضخیم مو را از طرف مادرش به ارث برد.
the stylist recommended a layered cut to complement her thick-haired texture.
آرايشگر یک برش لایهای را برای تکمیل بافت ضخیم موی او توصیه کرد.
maintaining thick-haired hair requires regular conditioning and deep treatments.
حفظ موهای ضخیم مو نیاز به حالتدهی منظم و درمانهای عمیق دارد.
he ran his fingers through her thick-haired mane, a gesture of affection.
او انگشتانش را از میان گیسوان ضخیم موی او عبور داد، نشانه ای از محبت.
despite the heat, she refused to cut her thick-haired hair.
با وجود گرما، او از کوتاه کردن موهای ضخیمش امتناع کرد.
the wind whipped through his thick-haired head as he cycled uphill.
باد از میان سر ضخیم موی او عبور کرد، در حالی که او با دوچرخه بالا میرفت.
she braided her thick-haired hair to keep it out of her face.
او موهای ضخیمش را بافت تا از روی صورتش دور نگه دارد.
the shampoo was specifically designed for thick-haired and oily hair types.
شامپو به طور خاص برای انواع موهای ضخیم و چرب طراحی شده بود.
he envied his friend's thick-haired, youthful appearance.
او از ظاهر جوان و ضخیم موی دوستش غبطه میگرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید