wench

[ایالات متحده]/wen(t)ʃ/
[بریتانیا]/wɛntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن جوان; دختر روستایی

vi. زنا کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلwenched
صفت یا فعل حال استمراریwenching
شکل سوم شخص مفردwenches
جمعwenches
زمان گذشتهwenched

عبارات و ترکیب‌ها

serving wench

خدمتکار زن

tavern wench

خدمتکار زن مهمان‌سرای

wench costume

لباس خدمتکار زن

wench outfit

لباس خدمتکار زن

جملات نمونه

" "Some fine, flowery bonneted wench!

"چه زن خوش‌سیما و با کلاه گل‌دار!"

wench character in a play

شخصیت زن در یک نمایش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید