wenched

[ایالات متحده]/wɛntʃt/
[بریتانیا]/wɛntʃt/

ترجمه

v. زنا کرده است

عبارات و ترکیب‌ها

wenched away

از راه جدا شد

wenched off

از آن جدا شد

wenched out

بیرون رانده شد

wenched up

به بالا رانده شد

wenched down

به پایین رانده شد

wenched around

چپ و راست رانده شد

wenched in

وارد شد

wenched together

در کنار هم رانده شد

wenched back

عقب رانده شد

wenched through

از میان رانده شد

جملات نمونه

he wenched at the tavern last night.

او شب گذشته در میخانه فحاشی کرد.

she was often wenched by the sailors.

او اغلب توسط ملوانان فحاشی می شد.

the story described how he wenched across the city.

داستان شرح داد که او چگونه در سراسر شهر فحاشی کرد.

they wenched together during the festival.

آنها در طول جشنواره با هم فحاشی کردند.

he didn't want to be seen wenched in public.

او نمی خواست در ملا عام فحاشی دیده شود.

wenched by the firelight, they shared their secrets.

در حالی که نور آتش آنها را فحاشی می کرد، آنها رازهای خود را به اشتراک گذاشتند.

she felt ashamed after she wenched last weekend.

او بعد از فحاشی آخر هفته گذشته احساس شرمندگی کرد.

he often wenched when he traveled for work.

او اغلب وقتی برای کار سفر می کرد فحاشی می کرد.

the tales of how he wenched were legendary.

داستان های اینکه او چگونه فحاشی می کرد افسانه ای بود.

they laughed and wenched until dawn.

آنها خندیدند و تا سپیده دم فحاشی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید