whackers

[ایالات متحده]/ˈwæk.ər/
[بریتانیا]/ˈwæk.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به شدت ضربه می‌زند؛ یک شی بسیار بزرگ؛ یک دروغ واضح

عبارات و ترکیب‌ها

weed whacker

دستگاه علف‌زن

whacker job

کار ضعیف

whacker tool

ابزار علف‌زن

whacker machine

دستگاه علف‌زن

whacker fight

مسابقه علف‌زن

whacker sound

صدای علف‌زن

whacker game

بازی علف‌زن

whacker event

رویداد علف‌زن

whacker show

نمایش علف‌زن

whacker style

سبک علف‌زن

جملات نمونه

he used a whacker to clear the overgrown weeds in the garden.

او از یک دستگاه خردکن برای پاک کردن علف‌های هرز در باغ استفاده کرد.

the lawn whacker made quick work of the tall grass.

دستگاه خردکن چمن به سرعت از شر علف‌های بلند خلاص شد.

she bought a new whacker for her landscaping business.

او یک دستگاه خردکن جدید برای کسب و کار محوطه سازی خود خرید.

after using the whacker, the yard looked much neater.

پس از استفاده از دستگاه خردکن، حیاط بسیار مرتب‌تر به نظر می‌رسید.

he is known as the whacker of the neighborhood.

او به عنوان خردکن محله شناخته می‌شود.

the electric whacker is more efficient than the manual one.

دستگاه خردکن برقی کارآمدتر از نوع دستی است.

make sure to wear safety goggles when using the whacker.

مطمئن شوید هنگام استفاده از دستگاه خردکن از عینک ایمنی استفاده کنید.

using a whacker can save you a lot of time in yard work.

استفاده از دستگاه خردکن می‌تواند در کارهای باغبانی در زمان شما صرفه‌جویی کند.

he has a powerful whacker that can handle tough jobs.

او یک دستگاه خردکن قدرتمند دارد که می‌تواند کارهای سخت را انجام دهد.

the whacker was left in the shed after the last mowing.

دستگاه خردکن پس از آخرین چمن‌زنی در انباری رها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید