hitter

[ایالات متحده]/'hɪtə/
[بریتانیا]/'hɪtɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زننده، ضربه زن، (بیسبال) بازیکنی که توپ را می‌زند.

عبارات و ترکیب‌ها

baseball hitter

بازیکن بیسبال

power hitter

بازیکن قدرتمند

clean-up hitter

ضربه آخر

top hitter

برترین بازیکن

star hitter

ستاره تیم

جملات نمونه

The rookie turned out to be the best hitter on the team.

بازیکن تازه‌کار بهترین ضربه‌زننده تیم بود.

The baseball hitter fumbled his attempt to catch it.

بازیکن بیسبال تلاش خود را برای گرفتن آن به صورت دست و پا چلفتی انجام داد.

She is an excellent hitter and able to drive the ball beyond 200 metres.

او یک ضربه‌زننده عالی است و قادر به فرستادن توپ به بیش از 200 متر است.

top hitter in the league

بهترین ضربه‌زننده لیگ

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید