thumper

[ایالات متحده]/ˈθʌmpə/
[بریتانیا]/ˈθʌmpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به شدت ضربه می‌زند؛ یک ضربه‌زن سنگین؛ اصطلاح محاوره‌ای برای یک غول یا یک دروغ بزرگ؛ شناسایی ویژگی ساختاری ماه

عبارات و ترکیب‌ها

thumper rabbit

خرگوش تامپر

thumper sound

صدای تامپر

thumper effect

اثر تامپر

thumper style

سبک تامپر

thumper dance

رقص تامپر

thumper toy

اسباب بازی تامپر

thumper movie

فیلم تامپر

thumper game

بازی تامپر

thumper friend

دوست تامپر

thumper joke

جک تامپر

جملات نمونه

the thumper in the movie made everyone laugh.

صحنهٔ تامپر در فیلم باعث خنده همه شد.

he bought a thumper to help with his gardening.

او یک تامپر برای کمک به باغبانی اش خرید.

my friend has a pet thumper that loves to hop around.

دوست من یک حیوان خانگی به نام تامپر دارد که عاشق پرش است.

the thumper's loud noise scared the birds away.

صدای بلند تامپر باعث ترس پرندگان شد.

we named our rabbit thumper after the character.

ما خرگوش خود را به نام تامپر به افتخار شخصیت نامگذاری کردیم.

she uses a thumper to break up the soil.

او از یک تامپر برای خرد کردن خاک استفاده می کند.

the children love to watch thumper in the cartoons.

بچه ها عاشق تماشای تامپر در کارتون هستند.

thumper is known for his playful personality.

تامپر به دلیل شخصیت بازیگوشش شناخته شده است.

the thumper helped us finish the project faster.

تامپر به ما کمک کرد پروژه را سریعتر به پایان برسانیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید