whacks

[ایالات متحده]/wæks/
[بریتانیا]/wæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربه‌ها; صدای ضربه زدن
v. شخص سوم مفرد از whack; به شدت ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

whacks a mole

می‌زند یک خال

whacks away

به شدت می‌زند

whacks back

می‌زند دوباره

whacks it

می‌زند آن را

whacks hard

سخت می‌زند

whacks down

به پایین می‌زند

whacks up

به بالا می‌زند

whacks off

خاموش می‌کند

whacks together

با هم می‌زند

whacks on

روشن می‌کند

جملات نمونه

he whacks the ball with all his strength.

او توپ را با تمام قدرتش می‌کوبد.

she whacks the pinata until it breaks.

او پیناتا را تا زمانی که بشکند می‌کوبد.

the coach whacks the player for not following the rules.

مربی بازیکن را به دلیل رعایت نکردن قوانین می‌کوبد.

they whack the weeds out of the garden.

آنها علف‌های هرز را از باغ بیرون می‌کنند.

he whacks the drum to keep the beat.

او برای حفظ ریتم، طبل را می‌کوبد.

she whacks the dough to make it smooth.

او خمیر را می‌کوبد تا صاف شود.

he whacks at the ice to break it apart.

او برای شکستن آن، به یخ می‌کوبد.

the teacher whacks the desk to get the students' attention.

معلم برای جلب توجه دانش‌آموزان، روی میز می‌کوبد.

she whacks the pillow to fluff it up.

او بالش را می‌کوبد تا پف کند.

he whacks the tree to knock the fruit down.

او درخت را می‌کوبد تا میوه ها را به پایین بیاورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید