wheelset

[ایالات متحده]/wɪəlˌsɛt/
[بریتانیا]/wheelˌset/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جفت چرخ که بر روی همان محور نصب شده است؛ جفت چرخ
Word Forms
جمعwheelsets

عبارات و ترکیب‌ها

new wheelset

چرخ جدید

lightweight wheelset

چرخ سبک وزن

carbon wheelset

چرخ کربنی

aluminum wheelset

چرخ آلومینیومی

high-performance wheelset

چرخ با کارایی بالا

custom wheelset

چرخ سفارشی

affordable wheelset

چرخ مقرون به صرفه

durable wheelset

چرخ بادوام

complete wheelset

چرخ کامل

upgrade wheelset

چرخ ارتقا یافته

جملات نمونه

the wheelset of the train needs regular maintenance.

چرخ و مجموعه قطار به نگهداری منظم نیاز دارد.

each wheelset is designed for maximum durability.

هر چرخ و مجموعه برای دوام حداکثر طراحی شده است.

the technician inspected the wheelset for any damage.

تکنسین چرخ و مجموعه را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.

replacing the wheelset can improve the train's performance.

تعویض چرخ و مجموعه می تواند عملکرد قطار را بهبود بخشد.

wheelset alignment is crucial for smooth operation.

تراز چرخ و مجموعه برای عملکرد روان بسیار مهم است.

the wheelset design affects the overall efficiency of the vehicle.

طراحی چرخ و مجموعه بر بهره وری کلی وسیله نقلیه تأثیر می گذارد.

they are developing a new lightweight wheelset for racing bikes.

آنها در حال توسعه یک چرخ و مجموعه سبک وزن جدید برای دوچرخه های مسابقه هستند.

proper lubrication extends the life of the wheelset.

روانکاری مناسب عمر چرخ و مجموعه را افزایش می دهد.

the wheelset was upgraded to enhance stability at high speeds.

چرخ و مجموعه برای افزایش پایداری در سرعت های بالا ارتقا یافت.

manufacturers are focusing on innovative wheelset technologies.

تولیدکنندگان بر روی فناوری های نوآورانه چرخ و مجموعه تمرکز می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید