whelped

[ایالات متحده]/wɛlpt/
[بریتانیا]/wɛlpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زایید یک توله سگ

عبارات و ترکیب‌ها

whelped puppies

توله‌پیداهای متولد شده

whelped litter

اردوی متولد شده

whelped dogs

سگ‌های متولد شده

whelped kittens

بچه گربه‌های متولد شده

whelped animals

حیوانات متولد شده

whelped offspring

نسل متولد شده

whelped pups

توله‌ها

whelped breeds

نژادهای متولد شده

whelped litters

اردوهای متولد شده

whelped young

جوانان متولد شده

جملات نمونه

the dog whelped a litter of puppies last night.

سگ دیشب یک دسته توله به دنیا آورد.

she was excited when her cat whelped two kittens.

او از اینکه گربه‌اش دو توله به دنیا آورد، هیجان‌زده بود.

the mother wolf whelped in a safe den.

مادر گرگ در یک لانه‌ی امن به دنیا آورد.

they found the area where the fox whelped her kits.

آنها منطقه‌ای را که روباه به دنیا آورد، پیدا کردند.

the veterinarian monitored the dog as she whelped.

دامپزشک سگ را در حالی که به دنیا می‌آورد، زیر نظر داشت.

after she whelped, the mother dog needed extra care.

بعد از اینکه به دنیا آورد، مادر سگ به مراقبت بیشتری نیاز داشت.

the shelter helps dogs that have recently whelped.

پناهگاه به سگ‌هایی که اخیراً به دنیا آورده‌اند کمک می‌کند.

she documented the day her dog whelped.

او روزی را که سگش به دنیا آورد، مستند کرد.

whelped puppies require special attention and feeding.

توله‌هایی که به دنیا آورده‌اند به توجه و تغذیه ویژه‌ای نیاز دارند.

it's important to know when the dog whelped for health reasons.

دانستن اینکه سگ چه زمانی به دنیا آورده است، برای دلایل سلامتی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید