cub

[ایالات متحده]/kʌb/
[بریتانیا]/kʌb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوان حیوان
vi. زاییدن جوان حیوانات

عبارات و ترکیب‌ها

lion cub

ببر كوچك

bear cub

خرس كوچك

panda cub

پاندا كوچك

cub scout

نمايشگر كوچك

cub reporter

گزارشگر جوان

جملات نمونه

a Cub Scout pack.

گروه پیشاهنگ Cubs

the cubs are born blind and helpless.

کودکان Cubs به دنیا می‌آیند و کور و ناتوان هستند.

the cubs denned in the late autumn.

کودکان Cubs در اواخر پاییز لانه کردند.

The cubs cuddle up together for warmth.

کودکان Cubs برای گرم ماندن در کنار هم جمع می‌شوند.

I bought sirloin from the butcher and cubed it myself.

من سرلویین را از قصاب خریدم و خودم آن را به شکل مکعبی برش زدم.

The lioness secreted her cubs in the tall grass.

لانه شیر ماده در علف‌های بلند پنهان بود.

Lion cubs depend on their mother to feed them.

بچه شیر به مادرشان برای غذا دادن وابسته است.

"Greenough won't. He's wise in the ways of marvelous and unlicked cubs," said Decker.

"گریناو نمی‌خواهد. او در مورد Cubs شگفت‌انگیز و نالکیده خردمند است،" گفت دکر.

Females and cubs clearly derive some benefit from living in groups.

واضح است که زنان و Cubs سود قابل توجهی از زندگی در گروه‌ها می‌برند.

One morning when a vixen was taking her babies out of the lair, she saw a lioness and her cub.

یک روز صبح، وقتی یک روباه ماده بچه‌های خود را از لانه بیرون می‌برد، یک شیر ماده و Cubs خود را دید.

My wife and I now live in El Cajon, Calif., where my Cub has a comfortable hangar15 at Gillespie Field.

من و همسرم اکنون در ال کاجون، کالیفرنیا زندگی می‌کنیم، جایی که Cubs من یک هنجار 15 راحت در Gillespie Field دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید