wherewithal

[ایالات متحده]/'weəwɪðɔːl/
[بریتانیا]/'wɛrwɪ'ðɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پول یا منابع مورد نیاز برای انجام چیزی
Word Forms

جملات نمونه

I haven't wherewithal to marry.

من وسایل لازم برای ازدواج را ندارم.

they lacked the wherewithal to pay.

آنها توانایی پرداخت را نداشتند.

didn't have the wherewithal to survive an economic downturn.

امکان نداشتند رکود اقتصادی را پشت سر بگذارند.

Has she the wherewithal to pay for the trip?

آیا او توانایی پرداخت هزینه سفر را دارد؟

He didn’t have the wherewithal to repay the loan.

او توانایی بازپرداخت وام را نداشت.

to have the wherewithal to start a business

برای شروع یک کسب و کار وسایل لازم را داشته باشد

lacking the wherewithal to pursue higher education

فاقد وسایل لازم برای ادامه تحصیلات عالی

to provide the wherewithal for a comfortable retirement

برای داشتن یک بازنشستگی راحت، وسایل لازم را فراهم کند

they lacked the wherewithal to complete the project

آنها توانایی تکمیل پروژه را نداشتند.

to find the wherewithal to overcome challenges

برای غلبه بر چالش ها وسایل لازم را پیدا کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید