wherewithals to succeed
به دستیابی به موفقیت
wherewithals for change
به منظور تغییر
wherewithals to thrive
به دستیابی به رونق
wherewithals for growth
برای رشد
wherewithals to act
برای اقدام
wherewithals for success
برای موفقیت
wherewithals to innovate
برای نوآوری
wherewithals to learn
برای یادگیری
wherewithals for development
برای توسعه
wherewithals to create
برای ایجاد
he had the wherewithals to start his own business.
او وسایل لازم برای شروع کسب و کار خود را داشت.
without the wherewithals, it is difficult to achieve your dreams.
بدون داشتن وسایل لازم، دستیابی به اهداف شما دشوار است.
she gathered the wherewithals to fund her education.
او وسایل لازم برای تأمین هزینه تحصیل خود را جمع آوری کرد.
the project failed due to a lack of wherewithals.
به دلیل کمبود وسایل لازم، پروژه شکست خورد.
they provided the wherewithals for the charity event.
آنها وسایل لازم برای رویداد خیریه را فراهم کردند.
finding the wherewithals to travel can be challenging.
پیدا کردن وسایل لازم برای سفر می تواند چالش برانگیز باشد.
he lacked the wherewithals to support his family.
او وسایل لازم برای حمایت از خانواده خود را نداشت.
she has the wherewithals to lead the team effectively.
او وسایل لازم برای هدایت موثر تیم را دارد.
the organization needs the wherewithals to expand its reach.
سازمان برای گسترش دامنه فعالیت خود به وسایل لازم نیاز دارد.
they managed to scrape together the wherewithals for their project.
آنها موفق شدند وسایل لازم را برای پروژه خود جمع آوری کنند.
wherewithals to succeed
به دستیابی به موفقیت
wherewithals for change
به منظور تغییر
wherewithals to thrive
به دستیابی به رونق
wherewithals for growth
برای رشد
wherewithals to act
برای اقدام
wherewithals for success
برای موفقیت
wherewithals to innovate
برای نوآوری
wherewithals to learn
برای یادگیری
wherewithals for development
برای توسعه
wherewithals to create
برای ایجاد
he had the wherewithals to start his own business.
او وسایل لازم برای شروع کسب و کار خود را داشت.
without the wherewithals, it is difficult to achieve your dreams.
بدون داشتن وسایل لازم، دستیابی به اهداف شما دشوار است.
she gathered the wherewithals to fund her education.
او وسایل لازم برای تأمین هزینه تحصیل خود را جمع آوری کرد.
the project failed due to a lack of wherewithals.
به دلیل کمبود وسایل لازم، پروژه شکست خورد.
they provided the wherewithals for the charity event.
آنها وسایل لازم برای رویداد خیریه را فراهم کردند.
finding the wherewithals to travel can be challenging.
پیدا کردن وسایل لازم برای سفر می تواند چالش برانگیز باشد.
he lacked the wherewithals to support his family.
او وسایل لازم برای حمایت از خانواده خود را نداشت.
she has the wherewithals to lead the team effectively.
او وسایل لازم برای هدایت موثر تیم را دارد.
the organization needs the wherewithals to expand its reach.
سازمان برای گسترش دامنه فعالیت خود به وسایل لازم نیاز دارد.
they managed to scrape together the wherewithals for their project.
آنها موفق شدند وسایل لازم را برای پروژه خود جمع آوری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید