wherewithals

[ایالات متحده]/wɛəwɪðˈɔːlz/
[بریتانیا]/wɛrˈwɪðˌɔlz/

ترجمه

n. منابع یا وسایل ضروری
adv. به چه وسیله‌ای
conj. به وسیله کدام

عبارات و ترکیب‌ها

wherewithals to succeed

به دستیابی به موفقیت

wherewithals for change

به منظور تغییر

wherewithals to thrive

به دستیابی به رونق

wherewithals for growth

برای رشد

wherewithals to act

برای اقدام

wherewithals for success

برای موفقیت

wherewithals to innovate

برای نوآوری

wherewithals to learn

برای یادگیری

wherewithals for development

برای توسعه

wherewithals to create

برای ایجاد

جملات نمونه

he had the wherewithals to start his own business.

او وسایل لازم برای شروع کسب و کار خود را داشت.

without the wherewithals, it is difficult to achieve your dreams.

بدون داشتن وسایل لازم، دستیابی به اهداف شما دشوار است.

she gathered the wherewithals to fund her education.

او وسایل لازم برای تأمین هزینه تحصیل خود را جمع آوری کرد.

the project failed due to a lack of wherewithals.

به دلیل کمبود وسایل لازم، پروژه شکست خورد.

they provided the wherewithals for the charity event.

آنها وسایل لازم برای رویداد خیریه را فراهم کردند.

finding the wherewithals to travel can be challenging.

پیدا کردن وسایل لازم برای سفر می تواند چالش برانگیز باشد.

he lacked the wherewithals to support his family.

او وسایل لازم برای حمایت از خانواده خود را نداشت.

she has the wherewithals to lead the team effectively.

او وسایل لازم برای هدایت موثر تیم را دارد.

the organization needs the wherewithals to expand its reach.

سازمان برای گسترش دامنه فعالیت خود به وسایل لازم نیاز دارد.

they managed to scrape together the wherewithals for their project.

آنها موفق شدند وسایل لازم را برای پروژه خود جمع آوری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید