whickered

[ایالات متحده]/ˈwɪkəd/
[بریتانیا]/ˈwɪkərd/

ترجمه

n. صدای تولید شده توسط یک اسب
vi. نی نواختن یا جیر جیر کردن؛ به آرامی خندیدن

عبارات و ترکیب‌ها

whickered softly

به آرامی ناله کرد

whickered gently

به ملایمتی ناله کرد

whickered loudly

با صدای بلند ناله کرد

whickered in joy

از شادی ناله کرد

whickered nervously

با اضطراب ناله کرد

whickered at dusk

در هنگام غروب ناله کرد

whickered with excitement

با هیجان ناله کرد

whickered in response

در پاسخ ناله کرد

جملات نمونه

the horse whickered softly as i approached.

اسب به آرامی به صدا درآمد وقتی که من نزدیک شدم.

she smiled when the pony whickered at her.

وقتی پونی به سمت او صدا درآمد، او لبخند زد.

the foal whickered for its mother across the field.

بوق بچه گوساله برای مادرش در سراسر زمین.

he whickered in response to the sound of the bell.

او در پاسخ به صدای زنگ صدا درآمد.

as the rider approached, the horse whickered eagerly.

همانطور که سوارکار نزدیک می شد، اسب با اشتیاق صدا درآمد.

the stallion whickered, signaling his readiness to run.

اسب نر صدا درآمد و نشان داد که آماده دویدن است.

she could hear the horses whickered in the stable.

او می توانست صدای اسب ها را در طویله بشنود.

the old mare whickered softly, comforting the young colt.

ماده پیر به آرامی صدا درآمد و به آرامش گوساله جوان کمک کرد.

as the sun set, the horses whickered in the fading light.

همانطور که خورشید غروب می کرد، اسب ها در نور کم صدا درآمدند.

he whickered to the other horses, calling them over.

او به اسب های دیگر صدا درآمد و آنها را صدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید