wholesale price
قیمت عمده
wholesale market
بازار عمده
wholesale supplier
تامین کننده عمده
wholesale business
کسب و کار عمده
wholesale trade
معاملات عمده
wholesale goods
کالاهای عمده
wholesale banking
بانکداری عمده
wholesale cost
هزینه عمده
wholesale distributor
توزیعکننده عمده
a wholesale massacre of jobs
قتل عام گسترده مشاغل
the wholesale food business.
کسب و کار عمده فروشی مواد غذایی.
a wholesale produce market; wholesale goods; wholesale prices.
بازار عمده فروشی محصولات؛ کالاهای عمده فروشی؛ قیمتهای عمده فروشی.
Their business is wholesale only.
کسب و کار آنها فقط عمده فروشی است.
the wholesale destruction of Iraqi communications.
نابودی کامل ارتباطات عراق.
They wholesale the T-shirts at $5 each.
آنها تیشرتها را به صورت عمده به قیمت 5 دلار به فروش میرسانند.
She’s in the wholesale fruit trade.
او در تجارت میوه عمده فروشی فعالیت میکند.
They own a wholesale business in clothes.
آنها صاحب یک کسب و کار عمده فروشی لباس هستند.
Shopkeepers buy wholesale and sell retail.
فروشندگان عمدهفروشی میخرند و خردهفروشی میفروشند.
What the system needs is wholesale reform.
آنچه سیستم به آن نیاز دارد یک اصلاحات گسترده است.
sells drugs wholesale and in quantity.
به صورت عمده و با تعداد زیاد مواد مخدر میفروشد.
A wholesale rush from the burning stores.
یک هجوم گسترده از مغازههای در حال سوختن.
Such shoes usually wholesale for much less.
این نوع کفشها معمولاً به صورت عمده بسیار ارزانتر هستند.
the wholesale and retail distribution of a huge variety of goods
توزیع عمده و خرده فروشی انواع کالاها
He buys wholesale and sells retail.
او به صورت عمده میخرد و به صورت خردهفروشی میفروشد.
So I presume you sell both lines of products wholesale in each respective country.
من فرض میکنم که شما هر دو خط تولید را به صورت عمده در هر کشور به فروش میرسانید.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)There was no longer a profit in selling it wholesale.
دیگر سود حاصل از فروش آن به صورت عمده وجود نداشت.
منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019Growth was focused in tertiary industries such as wholesale, retail, accommodation, and catering.
رشد در صنایع ثالث مانند عمده فروشی، خرده فروشی، اقامت و پذیرایی متمرکز بود.
منبع: CRI Online February 2018 CollectionAnd there are mounting calls for wholesale changes in policing.
و درخواستها برای تغییرات گسترده در پلیس رو به افزایش است.
منبع: PBS Interview Social SeriesSix blocks with dozens of wholesale flower vendors.
شش بلوک با دهها فروشنده گل عمده.
منبع: CNN 10 Student English February 2022 CollectionPrices at the wholesale level were up last month.
قیمتها در سطح عمده فروشی ماه گذشته افزایش یافته است.
منبع: NPR News September 2013 CompilationThe Europeans are more reliant on flighty wholesale funding.
اروپاییها به تامین مالی عمده فروشی ناپایدارتر متکی هستند.
منبع: The Economist (Summary)He buys seed from hatcheries to sell for wholesale distribution.
او بذر را از مهد تولخون خریداری میکند تا برای توزیع عمده بفروشد.
منبع: VOA Standard English_ TechnologyThe growth in U.S. wholesale prices slowed again in December.
رشد قیمتهای عمده فروشی در ایالات متحده در ماه دسامبر دوباره کاهش یافت.
منبع: PBS English NewsYet he eventually built a small successful wholesale candy business.
با این حال، او در نهایت یک کسب و کار موفق شیرینی عمده فروشی کوچک ساخت.
منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)wholesale price
قیمت عمده
wholesale market
بازار عمده
wholesale supplier
تامین کننده عمده
wholesale business
کسب و کار عمده
wholesale trade
معاملات عمده
wholesale goods
کالاهای عمده
wholesale banking
بانکداری عمده
wholesale cost
هزینه عمده
wholesale distributor
توزیعکننده عمده
a wholesale massacre of jobs
قتل عام گسترده مشاغل
the wholesale food business.
کسب و کار عمده فروشی مواد غذایی.
a wholesale produce market; wholesale goods; wholesale prices.
بازار عمده فروشی محصولات؛ کالاهای عمده فروشی؛ قیمتهای عمده فروشی.
Their business is wholesale only.
کسب و کار آنها فقط عمده فروشی است.
the wholesale destruction of Iraqi communications.
نابودی کامل ارتباطات عراق.
They wholesale the T-shirts at $5 each.
آنها تیشرتها را به صورت عمده به قیمت 5 دلار به فروش میرسانند.
She’s in the wholesale fruit trade.
او در تجارت میوه عمده فروشی فعالیت میکند.
They own a wholesale business in clothes.
آنها صاحب یک کسب و کار عمده فروشی لباس هستند.
Shopkeepers buy wholesale and sell retail.
فروشندگان عمدهفروشی میخرند و خردهفروشی میفروشند.
What the system needs is wholesale reform.
آنچه سیستم به آن نیاز دارد یک اصلاحات گسترده است.
sells drugs wholesale and in quantity.
به صورت عمده و با تعداد زیاد مواد مخدر میفروشد.
A wholesale rush from the burning stores.
یک هجوم گسترده از مغازههای در حال سوختن.
Such shoes usually wholesale for much less.
این نوع کفشها معمولاً به صورت عمده بسیار ارزانتر هستند.
the wholesale and retail distribution of a huge variety of goods
توزیع عمده و خرده فروشی انواع کالاها
He buys wholesale and sells retail.
او به صورت عمده میخرد و به صورت خردهفروشی میفروشد.
So I presume you sell both lines of products wholesale in each respective country.
من فرض میکنم که شما هر دو خط تولید را به صورت عمده در هر کشور به فروش میرسانید.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)There was no longer a profit in selling it wholesale.
دیگر سود حاصل از فروش آن به صورت عمده وجود نداشت.
منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019Growth was focused in tertiary industries such as wholesale, retail, accommodation, and catering.
رشد در صنایع ثالث مانند عمده فروشی، خرده فروشی، اقامت و پذیرایی متمرکز بود.
منبع: CRI Online February 2018 CollectionAnd there are mounting calls for wholesale changes in policing.
و درخواستها برای تغییرات گسترده در پلیس رو به افزایش است.
منبع: PBS Interview Social SeriesSix blocks with dozens of wholesale flower vendors.
شش بلوک با دهها فروشنده گل عمده.
منبع: CNN 10 Student English February 2022 CollectionPrices at the wholesale level were up last month.
قیمتها در سطح عمده فروشی ماه گذشته افزایش یافته است.
منبع: NPR News September 2013 CompilationThe Europeans are more reliant on flighty wholesale funding.
اروپاییها به تامین مالی عمده فروشی ناپایدارتر متکی هستند.
منبع: The Economist (Summary)He buys seed from hatcheries to sell for wholesale distribution.
او بذر را از مهد تولخون خریداری میکند تا برای توزیع عمده بفروشد.
منبع: VOA Standard English_ TechnologyThe growth in U.S. wholesale prices slowed again in December.
رشد قیمتهای عمده فروشی در ایالات متحده در ماه دسامبر دوباره کاهش یافت.
منبع: PBS English NewsYet he eventually built a small successful wholesale candy business.
با این حال، او در نهایت یک کسب و کار موفق شیرینی عمده فروشی کوچک ساخت.
منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید