wilfulnesses

[ایالات متحده]/ˈwɪl.fəl.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈwɪl.fəl.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت اراده‌گرایی؛ لجبازی

عبارات و ترکیب‌ها

wilfulnesses in action

خودخواهی در عمل

excessive wilfulnesses

خودخواهی بیش از حد

wilfulnesses of youth

خودخواهی جوانی

wilfulnesses and defiance

خودخواهی و نافرمانی

wilfulnesses in decision

خودخواهی در تصمیم گیری

challenging wilfulnesses

خودخواهی های چالش برانگیز

wilfulnesses of nature

خودخواهی طبیعت

wilfulnesses in behavior

خودخواهی در رفتار

stubborn wilfulnesses

خودخواهی سرسختانه

wilfulnesses and choices

خودخواهی و انتخاب ها

جملات نمونه

his wilfulnesses often lead to misunderstandings.

خودسری‌های او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

she has a few wilfulnesses that can be hard to manage.

او چند مورد خودسری دارد که مدیریت آنها دشوار است.

despite his wilfulnesses, he is a talented artist.

با وجود خودسری‌هایش، او یک هنرمند بااستعداد است.

her wilfulnesses were evident during the negotiation.

خودسری‌های او در طول مذاکرات آشکار بود.

they had to deal with each other's wilfulnesses in the project.

آنها باید با خودسری‌های یکدیگر در پروژه کنار می‌آمدند.

his wilfulnesses sometimes hinder progress.

خودسری‌های او گاهی اوقات پیشرفت را مختل می‌کند.

understanding her wilfulnesses is crucial for our relationship.

درک خودسری‌های او برای رابطه ما بسیار مهم است.

they admired her creativity despite her wilfulnesses.

آنها با وجود خودسری‌هایش، خلاقیت او را تحسین کردند.

his wilfulnesses were a topic of discussion among friends.

خودسری‌های او موضوع بحث بین دوستان بود.

overcoming her wilfulnesses took time and patience.

غلبه بر خودسری‌های او زمان و صبر خواست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید