willows

[ایالات متحده]/ˈwɪləʊz/
[بریتانیا]/ˈwɪloʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع بید؛ نوعی درخت؛ چوب بید؛ صنوبر؛ چوب بیسبال (عامیانه)

عبارات و ترکیب‌ها

weeping willows

چندل‌های گریان

willows tree

درخت توس

willows swaying

توس‌ها در حال تاب خوردن

by the willows

در کنار توس‌ها

willows lining

توس‌هایی که لبه‌گذاری می‌کنند

willows whispering

توس‌هایی که زمزمه می‌کنند

willows bend

توس‌ها خم می‌شوند

willows grow

توس‌ها رشد می‌کنند

willows shade

سایه‌های توس

willows rustling

خش‌خش توس‌ها

جملات نمونه

the willows swayed gently in the breeze.

در نسیم، درختان تبریزی به آرامی تاب می‌خوردند.

we walked along the path lined with willows.

ما در امتداد مسیری که با درختان تبریزی پوشیده شده بود قدم زدیم.

willows provide a beautiful backdrop for photographs.

درختان تبریزی، پس‌زمینه‌ای زیبا برای عکس‌ها فراهم می‌کنند.

the sound of the water flowing near the willows was soothing.

صدای آب جاری نزدیک درختان تبریزی آرامش‌بخش بود.

children love to play hide and seek among the willows.

کودکان عاشق بازی گشت و گذار در میان درختان تبریزی هستند.

in spring, the willows are full of vibrant green leaves.

در بهار، درختان تبریزی پر از برگ‌های سبز زنده هستند.

we enjoyed a picnic under the shade of the willows.

ما از پیک نیک زیر سایه درختان تبریزی لذت بردیم.

willows are often found near rivers and lakes.

درختان تبریزی اغلب در نزدیکی رودخانه‌ها و دریاچه‌ها یافت می‌شوند.

the artist painted a serene scene of willows by the water.

هنرمند صحنه‌ای آرام از درختان تبریزی کنار آب نقاشی کرد.

willows are a symbol of resilience and adaptability.

درختان تبریزی نمادی از تاب‌آوری و سازگاری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید