winces

[ایالات متحده]/wɪnsɪz/
[بریتانیا]/wɪnsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع wince; یک حرکت لرزیدن یا کوچک شدن
v. سوم شخص مفرد wince; لرزیدن یا عقب نشینی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

winces in pain

منقبض شدن در هنگام درد

winces from fear

منقبض شدن از ترس

winces in discomfort

منقبض شدن در ناراحتی

winces when touched

منقبض شدن هنگام لمس شدن

winces at criticism

منقبض شدن در برابر انتقاد

winces in embarrassment

منقبض شدن از خجالت

جملات نمونه

she winces at the thought of going to the dentist.

او با شنیدن این فکر که باید به دندانپزشک برود، منقبض می‌شود.

he winces every time he hears the loud noise.

او هر بار که صدای بلند می شنود، منقبض می شود.

the athlete winces after a tough fall.

ورزشکار پس از سقوط سخت، منقبض می شود.

she winces when she sees the injury on his arm.

او با دیدن آسیب روی بازویش منقبض می شود.

he winces at the taste of the sour lemon.

او با طعم لیمو ترش منقبض می شود.

the child winces when the doctor gives him a shot.

کودک با دیدن تزریق دکتر منقبض می شود.

she winces at the memory of that embarrassing moment.

او با یادآوری آن لحظه خجولتی منقبض می شود.

he winces as he watches the horror movie.

او در حالی که فیلم ترسناک تماشا می کند، منقبض می شود.

she winces when her friend tells a painful story.

او با شنیدن داستان دردناک دوستش منقبض می شود.

he winces at the thought of public speaking.

او با فکر صحبت کردن در جمع منقبض می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید