grimaces of pain
انقباضات ناشی از درد
grimaces of disgust
انقباضات ناشی از انزجار
grimaces of fear
انقباضات ناشی از ترس
grimaces of laughter
انقباضات ناشی از خنده
grimaces of confusion
انقباضات ناشی از سردرگمی
grimaces of frustration
انقباضات ناشی از ناامیدی
grimaces of joy
انقباضات ناشی از شادی
grimaces of regret
انقباضات ناشی از پشیمانی
grimaces of surprise
انقباضات ناشی از تعجب
grimaces of discomfort
انقباضات ناشی از ناراحتی
she grimaces at the thought of eating broccoli.
او با فکر خوردن کلم بروکلی اخم میکند.
he grimaces when he hears the dentist's drill.
او وقتی صدای دریل دندانپزشک را میشنود اخم میکند.
the child grimaces in pain after falling off the bike.
کودک بعد از افتادن از دوچرخه در حالی که درد میکشد اخم میکند.
she grimaces at the spicy food served at the restaurant.
او با دیدن غذای تند سرو شده در رستوران اخم میکند.
he grimaces at the smell of the rotten eggs.
او با بوی تخم مرغهای گندیده اخم میکند.
she grimaces when her favorite team loses the game.
او وقتی تیم مورد علاقهاش بازی را میبازد اخم میکند.
the actor grimaces in pain during the intense scene.
بازیگر در طول صحنه شدید در حالی که درد میکشد اخم میکند.
he grimaces while trying to solve the difficult puzzle.
او در حالی که سعی میکند معماهای دشوار را حل کند اخم میکند.
she grimaces at the thought of doing her taxes.
او با فکر انجام دادن مالیاتهایش اخم میکند.
the dog grimaces when it gets a bath.
سگ وقتی حمام میکند اخم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید