grimaces

[ایالات متحده]/ˈɡrɪməsɪz/
[بریتانیا]/ˈɡrɪməsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تحریفات صورت که تحقیر یا انزجار را ابراز می‌کند
v. اخم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

grimaces of pain

انقباضات ناشی از درد

grimaces of disgust

انقباضات ناشی از انزجار

grimaces of fear

انقباضات ناشی از ترس

grimaces of laughter

انقباضات ناشی از خنده

grimaces of confusion

انقباضات ناشی از سردرگمی

grimaces of frustration

انقباضات ناشی از ناامیدی

grimaces of joy

انقباضات ناشی از شادی

grimaces of regret

انقباضات ناشی از پشیمانی

grimaces of surprise

انقباضات ناشی از تعجب

grimaces of discomfort

انقباضات ناشی از ناراحتی

جملات نمونه

she grimaces at the thought of eating broccoli.

او با فکر خوردن کلم بروکلی اخم می‌کند.

he grimaces when he hears the dentist's drill.

او وقتی صدای دریل دندانپزشک را می‌شنود اخم می‌کند.

the child grimaces in pain after falling off the bike.

کودک بعد از افتادن از دوچرخه در حالی که درد می‌کشد اخم می‌کند.

she grimaces at the spicy food served at the restaurant.

او با دیدن غذای تند سرو شده در رستوران اخم می‌کند.

he grimaces at the smell of the rotten eggs.

او با بوی تخم مرغ‌های گندیده اخم می‌کند.

she grimaces when her favorite team loses the game.

او وقتی تیم مورد علاقه‌اش بازی را می‌بازد اخم می‌کند.

the actor grimaces in pain during the intense scene.

بازیگر در طول صحنه شدید در حالی که درد می‌کشد اخم می‌کند.

he grimaces while trying to solve the difficult puzzle.

او در حالی که سعی می‌کند معماهای دشوار را حل کند اخم می‌کند.

she grimaces at the thought of doing her taxes.

او با فکر انجام دادن مالیات‌هایش اخم می‌کند.

the dog grimaces when it gets a bath.

سگ وقتی حمام می‌کند اخم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید