| جمع | windscoops |
windscoop data
دادههای وینداسکوپ
windscoop information
اطلاعات وینداسکوپ
windscooping signals
سیگنالهای وینداسکوپ کردن
windscooped samples
نمونههای وینداسکوپ شده
windscoop system
سیستم وینداسکوپ
windscoop mechanism
مکانیزم وینداسکوپ
windscoop process
فرآیند وینداسکوپ
automatic windscoop
وینداسکوپ خودکار
continuous windscoop
وینداسکوپ پیوسته
windscoop operation
عملیات وینداسکوپ
the architect designed a clever windscoop to ventilate the naturally ventilated building.
معمار یک سیستم هوای گردشگر هوشمند را برای تهویه ساختمانی که به طور طبیعی تهویه میشود طراحی کرد.
modern sports cars often feature a rear windscoop to improve engine cooling.
خودروهای ورزشی مدرن اغلب یک هوای گردشگر پشتی برای بهبود خنکسازی موتور دارند.
the windscoop on this sailboat captures the wind and redirects it below deck.
هوای گردشگر این کشتی یخبردار باد را جذب کرده و آن را زیر دکه هدایت میکند.
our new office building uses passive windscoop technology for natural ventilation.
بینشگاه جدید ما از فناوری هوای گردشگر پассив برای تهویه طبیعی استفاده میکند.
the race car driver noticed that the windscoop had become damaged during the crash.
راننده اتومبیل ریسی متوجه شد که هوای گردشگر در حین تصادم آسیب دیده است.
engineers are testing a revolutionary windscoop design for wind turbines.
مهندسان یک طراحی نوآورانه هوای گردشگر را برای توربینهای بادی آزمایش میکنند.
the spacecraft is equipped with a special windscoop to gather atmospheric data during descent.
فضانورد با یک هوای گردشگر ویژه برای جمعآوری دادههای جوی در حین فرود آمدن تجهیز شده است.
electric vehicles sometimes install a windscoop to enhance battery cooling efficiency.
گاهی خودروهای برقی یک هوای گردشگر نصب میکنند تا بهبود کارایی خنکسازی باتری را ایجاد کنند.
the formula one car's rear wing windscoop provides essential aerodynamic stability at high speeds.
هوای گردشگر بال پشتی اتومبیل فرمول یک در سرعتهای بالا پایداری هواپیمایی ضروری را فراهم میکند.
industrial warehouses increasingly adopt windscoop systems to reduce reliance on mechanical ventilation.
انبارهای صنعتی به طور فزایندهای از سیستمهای هوای گردشگر برای کاهش وابستگی به تهویه مکانیکی استفاده میکنند.
professional cyclists wear helmets with integrated windscoop vents for improved airflow.
دوچرخهسواران حرفهای کلاههایی با فریتهای هوای گردشگر یکپارچه را به منظور بهبود جریان هوا میپوشند.
the building's windscoop design channels fresh air into the central atrium throughout the day.
طراحی هوای گردشگر ساختمان در طول روز هوا تازه را به حیاط مرکزی هدایت میکند.
passive windscoop architecture eliminates the need for air conditioning in suitable climates.
معماری هوای گردشگر پассив نیاز به سیستمهای تهویه مطبوع را در آب و هواهای مناسب حذف میکند.
windscoop data
دادههای وینداسکوپ
windscoop information
اطلاعات وینداسکوپ
windscooping signals
سیگنالهای وینداسکوپ کردن
windscooped samples
نمونههای وینداسکوپ شده
windscoop system
سیستم وینداسکوپ
windscoop mechanism
مکانیزم وینداسکوپ
windscoop process
فرآیند وینداسکوپ
automatic windscoop
وینداسکوپ خودکار
continuous windscoop
وینداسکوپ پیوسته
windscoop operation
عملیات وینداسکوپ
the architect designed a clever windscoop to ventilate the naturally ventilated building.
معمار یک سیستم هوای گردشگر هوشمند را برای تهویه ساختمانی که به طور طبیعی تهویه میشود طراحی کرد.
modern sports cars often feature a rear windscoop to improve engine cooling.
خودروهای ورزشی مدرن اغلب یک هوای گردشگر پشتی برای بهبود خنکسازی موتور دارند.
the windscoop on this sailboat captures the wind and redirects it below deck.
هوای گردشگر این کشتی یخبردار باد را جذب کرده و آن را زیر دکه هدایت میکند.
our new office building uses passive windscoop technology for natural ventilation.
بینشگاه جدید ما از فناوری هوای گردشگر پассив برای تهویه طبیعی استفاده میکند.
the race car driver noticed that the windscoop had become damaged during the crash.
راننده اتومبیل ریسی متوجه شد که هوای گردشگر در حین تصادم آسیب دیده است.
engineers are testing a revolutionary windscoop design for wind turbines.
مهندسان یک طراحی نوآورانه هوای گردشگر را برای توربینهای بادی آزمایش میکنند.
the spacecraft is equipped with a special windscoop to gather atmospheric data during descent.
فضانورد با یک هوای گردشگر ویژه برای جمعآوری دادههای جوی در حین فرود آمدن تجهیز شده است.
electric vehicles sometimes install a windscoop to enhance battery cooling efficiency.
گاهی خودروهای برقی یک هوای گردشگر نصب میکنند تا بهبود کارایی خنکسازی باتری را ایجاد کنند.
the formula one car's rear wing windscoop provides essential aerodynamic stability at high speeds.
هوای گردشگر بال پشتی اتومبیل فرمول یک در سرعتهای بالا پایداری هواپیمایی ضروری را فراهم میکند.
industrial warehouses increasingly adopt windscoop systems to reduce reliance on mechanical ventilation.
انبارهای صنعتی به طور فزایندهای از سیستمهای هوای گردشگر برای کاهش وابستگی به تهویه مکانیکی استفاده میکنند.
professional cyclists wear helmets with integrated windscoop vents for improved airflow.
دوچرخهسواران حرفهای کلاههایی با فریتهای هوای گردشگر یکپارچه را به منظور بهبود جریان هوا میپوشند.
the building's windscoop design channels fresh air into the central atrium throughout the day.
طراحی هوای گردشگر ساختمان در طول روز هوا تازه را به حیاط مرکزی هدایت میکند.
passive windscoop architecture eliminates the need for air conditioning in suitable climates.
معماری هوای گردشگر پассив نیاز به سیستمهای تهویه مطبوع را در آب و هواهای مناسب حذف میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید