windbreak

[ایالات متحده]/'wɪn(d)breɪk/
[بریتانیا]/'wɪndbrek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سد باد، مانع باد، پناهگاه باد، دستگاه حفاظت در برابر باد.
Word Forms

جملات نمونه

The farmers planted a windbreak to protect their crops from strong winds.

کشاورزان برای محافظت از محصولات خود در برابر بادهای شدید، یک بادبان کاشتند.

The tall trees acted as a natural windbreak along the coastline.

درختان بلند در امتداد خط ساحلی به عنوان یک بادبان طبیعی عمل کردند.

The beach umbrella served as a makeshift windbreak for the sunbathers.

چتر ساحلی به عنوان یک بادبان موقت برای آفتاب‌گیران عمل کرد.

The windbreak was constructed using a combination of shrubs and wooden panels.

بادبان با استفاده از ترکیبی از بوته‌ها و پنل‌های چوبی ساخته شد.

The camping site was strategically positioned behind a natural windbreak of rocks.

کمپینگ به طور استراتژیک در پشت یک بادبان طبیعی از سنگ‌ها قرار داشت.

The windbreak helped to reduce soil erosion in the agricultural fields.

بادبان به کاهش فرسایش خاک در مزارع کشاورزی کمک کرد.

The newly planted trees will eventually grow into a dense windbreak along the highway.

درختان تازه کاشته شده در نهایت در امتداد بزرگراه به یک بادبان متراکم تبدیل خواهند شد.

The construction of the windbreak was completed just before the start of the windy season.

ساخت و ساز بادبان درست قبل از شروع فصل بادخیز به پایان رسید.

The wooden fence acted as a windbreak, shielding the garden from harsh winds.

نرده چوبی به عنوان یک بادبان عمل کرد و باغ را از بادهای شدید محافظت کرد.

The design of the windbreak was carefully planned to maximize its effectiveness in blocking wind.

طراحی بادبان به دقت برای به حداکثر رساندن اثربخشی آن در مسدود کردن باد برنامه ریزی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید