windiest

[ایالات متحده]/[ˈwɪndɪst]/
[بریتانیا]/[ˈwɪndɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. Most windy; exposed to the strongest wind.; Characterized by strong winds.

عبارات و ترکیب‌ها

windiest day

روز بادی

in windiest areas

در مناطق بادی

be windy

بادی بودن

windiest coast

سواحل بادی

windiest spot

محل بادی

it's windy

بادی است

windiest hill

تپه بادی

windiest side

سمت بادی

very windy

بسیار بادی

جملات نمونه

the coastal town is known as the windiest place in the region.

این شهر ساحلی به عنوان بادی‌ترین نقطه منطقه شناخته می‌شود.

we experienced the windiest conditions during our hike up the mountain.

ما در طول صعودمان به کوه، با سخت‌ترین شرایط بادی مواجه شدیم.

the kite festival was held on the windiest day of the year.

جشنواره بادبادک‌ها در بادی‌ترین روز سال برگزار شد.

the windiest part of the island faces the prevailing westerly winds.

بادی‌ترین قسمت جزیره رو به بادهای غربی غالب است.

the sailors braced themselves for the windiest part of the voyage.

ملوانان خود را برای بادی‌ترین قسمت سفر آماده کردند.

the windiest afternoon prompted us to seek shelter indoors.

بعد از ظهر بادی ما را به جستجوی پناهگاه در داخل خانه سوق داد.

the windiest corner of the park was perfect for flying a kite.

بادی‌ترین گوشه پارک برای پرواز با بادبادک عالی بود.

the windiest weather made it difficult to cycle uphill.

آب و هوای بادی دوچرخه‌سواری در سربالایی را دشوار می‌کرد.

the windiest spot on the cliff offered a stunning view.

بادی‌ترین نقطه صخره منظره‌ای خیره‌کننده ارائه می‌داد.

we sought refuge from the windiest conditions in a nearby cafe.

ما از شرایط سخت و بادی در یک کافه نزدیک پناه گرفتیم.

the windiest evening brought a chill to the air.

شب بادی، سرما را به هوا آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید