a tempestuous uprising
جنبش خیزنده و سرکش
She burst into a tempestuous fit of anger.
او در یک حالت خشم سرکش منفجر شد.
he had a reckless and tempestuous streak.
او یک ویژگی بی پروا و طوفانی داشت.
a tempestuous love affair
یک رابطه عاشقانه سرکش
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید