wineberry

[ایالات متحده]/ˈwaɪnˌbɛri/
[بریتانیا]/ˈwaɪnˌbɛri/

ترجمه

n. نوعی گیاه میوه‌دار در جنس Rubus
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wineberry jam

مربای توت‌ولای

wineberry pie

شیرینی توت‌ولای

wineberry sauce

سس توت‌ولای

wineberry bush

بوته توت‌ولای

wineberry harvest

برداشت توت‌ولای

wineberry tart

تارت توت‌ولای

wineberry syrup

شربت توت‌ولای

wineberry flavor

طعم توت‌ولای

wineberry extract

عصاره توت‌ولای

wineberry smoothie

اسموتی توت‌ولای

جملات نمونه

wineberries are often found in the wild.

توت‌های وحشی اغلب در طبیعت یافت می‌شوند.

i love making jam from wineberries.

من عاشق درست کردن مربا از توت‌های وحشی هستم.

wineberry bushes grow in shaded areas.

بوته‌های توت وحشی در مناطق سایه‌دار رشد می‌کنند.

we picked wineberries during our hike.

ما در طول پیاده‌روی خود توت‌های وحشی چیدیم.

wineberries have a sweet and tart flavor.

توت‌های وحشی طعم شیرین و ترش دارند.

she made a delicious wineberry pie.

او یک پای توت وحشی خوشمزه درست کرد.

wineberries are rich in antioxidants.

توت‌های وحشی سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها هستند.

we discovered a patch of wineberries.

ما یک دسته توت وحشی کشف کردیم.

wineberries can be used in salads.

می‌توان از توت‌های وحشی در سالاد استفاده کرد.

harvesting wineberries is a fun summer activity.

چیدن توت‌های وحشی یک فعالیت تابستانی سرگرم‌کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید