winemakings

[ایالات متحده]/ˈweɪnˌmeɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈweɪnˌmeɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تولید شراب؛ هنر یا مهارت ساخت شراب

عبارات و ترکیب‌ها

winemaking process

فرآیند شراب‌سازی

winemaking techniques

تکنیک‌های شراب‌سازی

winemaking equipment

تجهیزات شراب‌سازی

winemaking traditions

رسوم شراب‌سازی

winemaking practices

روش‌های شراب‌سازی

winemaking regions

مناطق شراب‌سازی

winemaking methods

روش‌های شراب‌سازی

winemaking styles

سبک‌های شراب‌سازی

winemaking courses

دوره‌های شراب‌سازی

winemaking community

جامعه شراب‌سازی

جملات نمونه

winemaking is an ancient art that requires patience and skill.

winemaking یک هنر باستانی است که نیاز به صبر و مهارت دارد.

many regions are famous for their winemaking traditions.

بسیاری از مناطق به خاطر سنت های شراب سازی خود مشهور هستند.

she studied winemaking at a prestigious university.

او در یک دانشگاه معتبر در رشته شراب سازی تحصیل کرد.

winemaking involves selecting the right grapes for the best flavor.

شراب سازی شامل انتخاب انگورهای مناسب برای بهترین طعم است.

he has a passion for winemaking and dreams of owning a vineyard.

او علاقه زیادی به شراب سازی دارد و رویای داشتن یک تاکستان را دارد.

modern winemaking techniques have improved the quality of wine.

تکنیک های مدرن شراب سازی باعث بهبود کیفیت شراب شده اند.

winemaking festivals attract tourists from around the world.

جشنواره های شراب سازی گردشگران را از سراسر جهان جذب می کنند.

understanding the science behind winemaking can enhance the tasting experience.

درک علم پشت شراب سازی می تواند تجربه چشیدن را افزایش دهد.

he learned the craft of winemaking from his grandfather.

او هنر شراب سازی را از پدربزرگش آموخت.

winemaking requires a combination of art and science.

شراب سازی به ترکیبی از هنر و علم نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید