winer

[ایالات متحده]/ˈwaɪnə/
[بریتانیا]/ˈwaɪnər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واینر (نام خانوادگی)
شکل‌های واژه
جمعwiners

جملات نمونه

the olympic winner celebrated her gold medal with tears of joy.

بردگان المپیک با اشک‌های خوشحالی به مدرن خود جشن گرفتند.

she became the surprise winner of the talent show.

او به عنوان برنده‌ی مفاجات مسابقه‌ی مهارت‌ها اعلام شد.

the lottery winner received a check for ten million dollars.

بردگان لاتری یک چک به مبلغ ده میلیون دلار دریافت کردند.

he is a former award winner in the film industry.

او یکی از قهرمانان گذشته‌ی جوایز در صنعت فیلم است.

the clear winner of the race was announced at the finish line.

بردگان واضح مسابقه در خط پایان اعلام شدند.

this restaurant is an award-winning establishment.

این رستوران یک موسسه‌ی برنده‌ی جایزه است.

the past winner returned to defend her title this year.

بردگان گذشته این سال برای دفاع از عنوان خود بازگشتند.

it's a winner-takes-all competition with a massive prize pool.

این یک مسابقه‌ی برنده‌ی تمام جوایز با یک کاسه‌ی جایزه‌ی بزرگ است.

the lucky winner of the car giveaway was overwhelmed with excitement.

بردگان خوش‌شانس از جایزه‌ی ماشین با احساس خوشحالی شدیدی همراه بودند.

she was declared the outright winner after the judges' final decision.

پس از تصمیم نهایی داوران، او به طور رسمی به عنوان برنده‌ی کامل اعلام شد.

the big winner of the tournament took home the championship trophy.

بردگان بزرگ مسابقات جام را به خانه‌ی خود بردند.

after a grueling final round, she emerged as the decisive winner.

پس از یک دور نهایی سخت، او به عنوان برنده‌ی قطعی ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید