also-ran

[ایالات متحده]/ˈɔːlsəʊˌræn/
[بریتانیا]/ˈɔːlsoʊˌræn/

ترجمه

n. یک رقیب که پیروز یا موفق نمی‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

also-ran candidate

نامزد بازنده

be an also-ran

یک بازنده بودن

also-ran status

وضعیت بازنده

an also-ran team

تیم بازنده

becoming an also-ran

تبدیل شدن به یک بازنده

the also-ran effect

اثر بازنده

considered an also-ran

در نظر گرفته شده به عنوان یک بازنده

an also-ran finish

پایان بازنده

felt like an also-ran

احساس می کردیم مثل یک بازنده

avoid being an also-ran

از اینکه یک بازنده باشید اجتناب کنید

جملات نمونه

the candidate was an also-ran in the election, failing to gain any significant traction.

نامزد در انتخابات یک بازنده‌ی معمولی بود و نتوانست هیچ‌کدام از حامیان را به خود جذب کند.

despite a strong campaign, they were ultimately an also-ran in the competitive market.

با وجود یک کمپین قوی، آن‌ها در نهایت در بازار رقابتی یک بازنده‌ی معمولی بودند.

many startups become also-rans, unable to compete with established companies.

بسیاری از استارت‌آپ‌ها به بازنده‌های معمولی تبدیل می‌شوند و نمی‌توانند با شرکت‌های شناخته‌شده رقابت کنند.

he was an also-ran in the race for ceo, overshadowed by more experienced rivals.

او در رقابت برای مدیرعامل یک بازنده‌ی معمولی بود و در سایه‌ی رقبای باتجربه‌تر قرار داشت.

the also-ran team put up a valiant effort but ultimately lost to the favorites.

تیم بازنده‌ی معمولی با تلاش قهرمانانه ظاهر شد، اما در نهایت در برابر مدعیان شکست خورد.

the also-ran product struggled to gain market share against the industry leader.

محصول بازنده‌ی معمولی برای به دست آوردن سهم بازار در برابر رهبر صنعت با مشکل مواجه بود.

she considered herself an also-ran in the acting world, working mostly in smaller roles.

او خود را در دنیای بازیگری یک بازنده‌ی معمولی می‌دانست و بیشتر در نقش‌های کوچک کار می‌کرد.

the also-ran political party rarely had a chance of winning a national election.

حزب سیاسی بازنده‌ی معمولی به ندرت شانس برنده شدن در انتخابات ملی را داشت.

even with significant investment, the company remained an also-ran in the technology sector.

حتی با سرمایه‌گذاری قابل توجه، شرکت در بخش فناوری یک بازنده‌ی معمولی باقی ماند.

as an also-ran, the small business struggled to attract customers.

به عنوان یک بازنده‌ی معمولی، کسب و کار کوچک برای جذب مشتریان با مشکل مواجه بود.

the also-ran athlete trained hard but couldn't match the performance of the frontrunners.

ورزشکار بازنده‌ی معمولی سخت تمرین کرد، اما نتوانست عملکرد پیشروها را تکرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید