also-ran candidate
نامزد بازنده
be an also-ran
یک بازنده بودن
also-ran status
وضعیت بازنده
an also-ran team
تیم بازنده
becoming an also-ran
تبدیل شدن به یک بازنده
the also-ran effect
اثر بازنده
considered an also-ran
در نظر گرفته شده به عنوان یک بازنده
an also-ran finish
پایان بازنده
felt like an also-ran
احساس می کردیم مثل یک بازنده
avoid being an also-ran
از اینکه یک بازنده باشید اجتناب کنید
the candidate was an also-ran in the election, failing to gain any significant traction.
نامزد در انتخابات یک بازندهی معمولی بود و نتوانست هیچکدام از حامیان را به خود جذب کند.
despite a strong campaign, they were ultimately an also-ran in the competitive market.
با وجود یک کمپین قوی، آنها در نهایت در بازار رقابتی یک بازندهی معمولی بودند.
many startups become also-rans, unable to compete with established companies.
بسیاری از استارتآپها به بازندههای معمولی تبدیل میشوند و نمیتوانند با شرکتهای شناختهشده رقابت کنند.
he was an also-ran in the race for ceo, overshadowed by more experienced rivals.
او در رقابت برای مدیرعامل یک بازندهی معمولی بود و در سایهی رقبای باتجربهتر قرار داشت.
the also-ran team put up a valiant effort but ultimately lost to the favorites.
تیم بازندهی معمولی با تلاش قهرمانانه ظاهر شد، اما در نهایت در برابر مدعیان شکست خورد.
the also-ran product struggled to gain market share against the industry leader.
محصول بازندهی معمولی برای به دست آوردن سهم بازار در برابر رهبر صنعت با مشکل مواجه بود.
she considered herself an also-ran in the acting world, working mostly in smaller roles.
او خود را در دنیای بازیگری یک بازندهی معمولی میدانست و بیشتر در نقشهای کوچک کار میکرد.
the also-ran political party rarely had a chance of winning a national election.
حزب سیاسی بازندهی معمولی به ندرت شانس برنده شدن در انتخابات ملی را داشت.
even with significant investment, the company remained an also-ran in the technology sector.
حتی با سرمایهگذاری قابل توجه، شرکت در بخش فناوری یک بازندهی معمولی باقی ماند.
as an also-ran, the small business struggled to attract customers.
به عنوان یک بازندهی معمولی، کسب و کار کوچک برای جذب مشتریان با مشکل مواجه بود.
the also-ran athlete trained hard but couldn't match the performance of the frontrunners.
ورزشکار بازندهی معمولی سخت تمرین کرد، اما نتوانست عملکرد پیشروها را تکرار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید