winers

[ایالات متحده]/ˈwaɪnəz/
[بریتانیا]/ˈwaɪnərz/

ترجمه

n. فرم جمع winer؛ فردی با نام خانوادگی Weina/Weiner

جملات نمونه

the prize winners received their awards at the ceremony last night.

بردگان جایزه در شب جایزه‌دهی جوایز خود را دریافت کردند.

competition winners often receive cash prizes and trophies.

بردگان مسابقات اغلب جوایز نقدی و جوایز حسی دریافت می‌کنند.

lottery winners must claim their prizes within ninety days.

بردگان لاتری باید جوایز خود را در مهلت نود روزه ادعا کنند.

there are clear winners and losers in every competition.

در هر مسابقه بردگان و بازنده‌های واضحی وجود دارد.

the surprise winners shocked everyone with their unexpected victory.

بردگان مفاجات با پیروزی غیرمنتظره‌شان همه را شوک زدند.

award winners deliver acceptance speeches at the gala.

بردگان جوایز در گالا سخنرانی‌های پذیرش ارائه می‌دهند.

potential winners are announced before the final round.

بردگان محتمل قبل از دور نهایی اعلام می‌شوند.

the ultimate winners of the tournament took home the golden trophy.

بردگان نهایی مسابقات جوایز طلا را به خانه بردند.

multiple winners shared the grand prize equally.

چندین بردگان جایزه بزرگ را به طور مساوی به اشتراک گذاشتند.

first-time winners often feel overwhelmed with joy.

بردگان اولین بار اغلب با شادی فراگیر احساس می‌کنند.

the defending champions became this year's winners again.

شریفان دفاعی دوباره بردگان این سال شدند.

young winners inspire other children to participate.

بردگان جوان دیگر کودکان را تشویق به شرکت می‌کنند.

experts analyze what separates winners from the rest.

متخصصان چیزی را که بردگان را از بقیه متمایز می‌کند تحلیل می‌کنند.

the winners' circle is reserved for championship victors.

دایره بردگان برای پیروزی‌های جام محفوظ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید