wirelesses

[ایالات متحده]/ˈwaɪələsɪz/
[بریتانیا]/ˈwaɪərləsɪz/

ترجمه

n. جمع بی‌سیم؛ اشاره به گیرنده‌ها یا فرستنده‌های رادیویی

عبارات و ترکیب‌ها

wirelesses network

شبکه بی‌سیم

wirelesses technology

فناوری بی‌سیم

wirelesses connection

اتصال بی‌سیم

wirelesses devices

دستگاه‌های بی‌سیم

wirelesses communication

ارتباطات بی‌سیم

wirelesses signal

سیگنال بی‌سیم

wirelesses access

دسترسی بی‌سیم

wirelesses router

روتر بی‌سیم

wirelesses range

برد بی‌سیم

wirelesses security

امنیت بی‌سیم

جملات نمونه

many devices now use wirelesses for connectivity.

بسیاری از دستگاه‌ها اکنون برای اتصال از شبکه‌های بی‌سیم استفاده می‌کنند.

wirelesses have made communication much easier.

شبکه‌های بی‌سیم ارتباطات را بسیار آسان‌تر کرده‌اند.

she prefers wirelesses over wired connections.

او ترجیح می‌دهد از شبکه‌های بی‌سیم به جای اتصالات سیمی استفاده کند.

wirelesses can be found in most modern homes.

می‌توان شبکه‌های بی‌سیم را در اکثر خانه‌های مدرن یافت.

he installed wirelesses to improve internet access.

او شبکه‌های بی‌سیم را برای بهبود دسترسی به اینترنت نصب کرد.

wirelesses are essential for mobile devices.

شبکه‌های بی‌سیم برای دستگاه‌های تلفی همراه ضروری هستند.

with wirelesses, we can connect multiple devices easily.

با استفاده از شبکه‌های بی‌سیم، می‌توانیم به راحتی چندین دستگاه را به هم متصل کنیم.

wirelesses have revolutionized the way we work.

شبکه‌های بی‌سیم روش کار ما را متحول کرده‌اند.

he enjoys gaming with wirelesses for better flexibility.

او از بازی کردن با شبکه‌های بی‌سیم برای انعطاف‌پذیری بیشتر لذت می‌برد.

setting up wirelesses can be done in a few simple steps.

راه‌اندازی شبکه‌های بی‌سیم را می‌توان در چند مرحله ساده انجام داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید