bluetooth

[ایالات متحده]/ˈbluːtuːθ/
[بریتانیا]/ˈbluːtuːθ/

ترجمه

n. یک استاندارد ارتباط بی‌سیم برای تبادل داده در فواصل کوتاه

عبارات و ترکیب‌ها

bluetooth enabled

بلوتوث فعال

bluetooth connection

اتصال بلوتوث

pair bluetooth devices

جفت کردن دستگاه‌های بلوتوث

bluetooth headphones

هدفون بلوتوث

bluetooth speaker

بلندگوی بلوتوث

bluetooth range

برد بلوتوث

bluetooth protocol

پروتکل بلوتوث

bluetooth adapter

آداپتور بلوتوث

bluetooth technology

فناوری بلوتوث

جملات نمونه

my headphones use bluetooth.

هدفون من از بلوتوث استفاده می‌کند.

this speaker has built-in bluetooth.

این بلندگو دارای بلوتوث داخلی است.

i paired my phone with the bluetooth speaker.

من تلفن خود را با بلندگوی بلوتوث جفت کردم.

bluetooth technology allows for wireless communication.

فناوری بلوتوث امکان برقراری ارتباط بی‌سیم را فراهم می‌کند.

make sure your bluetooth is turned on.

مطمئن شوید که بلوتوث شما روشن است.

the bluetooth range is limited.

برد بلوتوث محدود است.

bluetooth headphones are convenient for listening to music.

هدفون‌های بلوتوث برای گوش دادن به موسیقی مناسب هستند.

my car has bluetooth connectivity.

ماشین من دارای اتصال بلوتوث است.

bluetooth is widely used in smartphones.

بلوتوث به طور گسترده در تلفن‌های هوشمند استفاده می‌شود.

i can't connect to bluetooth on my computer.

من نمی‌توانم به بلوتوث در کامپیوتر خود متصل شوم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید