wiretappers

[ایالات متحده]/ˈwaɪəˌtæpə/
[بریتانیا]/ˈwaɪərˌtæpər/

ترجمه

n. شخصی که به طور مخفیانه به مکالمات تلفنی یا تلگرافی گوش می‌دهد؛ دستگاهی که برای شنود خطوط تلفن استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

wiretapper alert

هشدار شنود

wiretapper device

دستگاه شنود

wiretapper detection

تشخیص شنود

wiretapper investigation

تحقیقات شنود

wiretapper operation

عملیات شنود

wiretapper software

نرم‌افزار شنود

wiretapper signal

سیگنال شنود

wiretapper threat

تهدید شنود

wiretapper warning

هشدار شنود

wiretapper surveillance

نظارت شنود

جملات نمونه

the wiretapper was caught red-handed during the investigation.

شنودگر در حین تحقیقات دستگیر شد.

authorities are cracking down on illegal wiretappers.

مقامات در حال سرکوب شنودگران غیرقانونی هستند.

the wiretapper's recordings were used as evidence in court.

ضبط‌های شنودگر به عنوان مدرک در دادگاه استفاده شد.

she hired a wiretapper to gather information on her competitor.

او برای جمع آوری اطلاعات در مورد رقیب خود یک شنودگر استخدام کرد.

the wiretapper faced serious charges after being discovered.

پس از افشا شدن، شنودگر با اتهامات جدی روبرو شد.

many people believe that wiretappers invade privacy.

بسیاری از مردم معتقدند که شنودگران حریم خصوصی را نقض می کنند.

the wiretapper used advanced technology to intercept calls.

شنودگر از فناوری پیشرفته برای رهگیری تماس ها استفاده کرد.

being a wiretapper can lead to significant legal consequences.

شنودگر بودن می تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.

he was labeled a wiretapper after his illegal activities were exposed.

پس از افشا شدن فعالیت های غیرقانونی او، او به عنوان شنودگر شناخته شد.

wiretappers often work for private investigators.

شنودگران اغلب برای کارمندان خصوصی کار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید