wisenheimers

[ایالات متحده]/ˈwaɪzənˌhaɪmə/
[بریتانیا]/ˈwaɪzənˌhaɪmər/

ترجمه

n. شخصی که فکر می‌کند همه چیز را می‌داند؛ یک همه‌چیزدان

عبارات و ترکیب‌ها

wisenheimer remark

اظهار نظر باهوش

wisenheimer comment

نظری باهوش

wisenheimer attitude

نگاه باهوش

wisenheimer joke

جک باهوش

wisenheimer answer

پاسخ باهوش

wisenheimer behavior

رفتار باهوش

wisenheimer response

واکنش باهوش

wisenheimer statement

اظهارات باهوش

wisenheimer idea

ایده باهوش

wisenheimer theory

تئوری باهوش

جملات نمونه

don't be such a wisenheimer; just listen to the instructions.

اینقدر خودنمايش نكنيد؛ فقط به دستورالعمل ها گوش بدهید.

he always acts like a wisenheimer in class, trying to show off his knowledge.

او همیشه در کلاس مثل یک خودنمايش رفتار می کند و سعی می کند دانش خود را به رخ بکشد.

stop being a wisenheimer and help me with this project.

خودنمايش بودن را متوقف كنيد و در این پروژه به من كمك كنيد.

she called him a wisenheimer for correcting her in front of everyone.

او او را به خاطر اصلاح کردنش در حضور همه، یک خودنمايش صدا زد.

his wisenheimer attitude often annoys his friends.

حرف های خودنمايش او اغلب دوستانش را آزار می دهد.

being a wisenheimer won't get you far in this job.

خودنمايش بودن در این شغل به شما کمک نمی کند.

she thinks she’s a wisenheimer, but she often makes mistakes.

او فکر می کند که یک خودنمايش است، اما اغلب اشتباه می کند.

he was labeled a wisenheimer after his sarcastic comments.

او پس از اظهارات طعنه آمیزش به عنوان یک خودنمايش شناخته شد.

don't be a wisenheimer; just admit you were wrong.

خودنمايش نباشید؛ فقط بپذیرید که اشتباه کرده اید.

her wisenheimer remarks often make the conversation awkward.

اظهارات خودنمايش او اغلب باعث می شود مکالمه ناخوشایند شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید