brainiac kid
کودک نابغه
real brainiac
نابغه واقعی
smart brainiac
نابغه باهوش
brainiac genius
هوش نابغه
like a brainiac
مثل یک نابغه
true brainiac
نابغه واقعی
big brainiac
نابغه بزرگ
total brainiac
نابغه کامل
brainiac mind
ذهن نابغه
super brainiac
نابغه فوق العاده
she is a real brainiac when it comes to solving math problems.
او در حل مسائل ریاضی واقعاً باهوش است.
being a brainiac doesn't mean you can't have fun.
باهوش بودن به این معنی نیست که نمی توان تفریح کرد.
his brainiac ideas often impress his teachers.
ایده های باهوشانه او اغلب بر معلمانش تأثیر می گذارد.
they called him a brainiac for his innovative inventions.
آنها او را به دلیل اختراعات نوآورانه اش باهوش صدا زدند.
even brainiacs need a break from studying.
حتی باهوش ها هم به استراحت از درس خواندن نیاز دارند.
she always has brainiac solutions to every challenge.
او همیشه راه حل های باهوشانه ای برای هر چالشی دارد.
he was labeled a brainiac for his high iq.
او به دلیل هوش بالا اش باهوش نامگذاری شد.
brainiacs often excel in science and technology fields.
باهوش ها اغلب در زمینه های علم و فناوری موفق عمل می کنند.
don't underestimate her; she's a brainiac in disguise.
به او دست کم نگیرید؛ او یک باهوش پنهان است.
being a brainiac can sometimes be isolating.
باهوش بودن گاهی اوقات می تواند منزوی کننده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید