smartass comment
کامنت هوشمند
being a smartass
بودن یک هوشمند
smartass attitude
وضعیت هوشمند
total smartass
کاملا هوشمند
smartass knows
هوشمند می داند
stop being smartass
دیگر هوشمند نباش
smartass behavior
رفتار هوشمند
smartass thinks
هوشمند فکر می کند
such a smartass
چنین هوشمندی
smartass remarks
نکات هوشمند
he's a smartass, always arguing with the boss.
او یک فرد خودخواه و هوشمند است که همیشه با مدیر میخواهد اختلاف داشته باشد.
don't let his smartass comments fool you; he's actually quite kind.
دست کم از دیدگاههای خودخواه او گمراه نشوید، در واقع او خیلی مهربان است.
i told him to stop being a smartass, but he wouldn't listen.
من به او گفتم که دیگر به عنوان یک فرد خودخواه رفتار نکند، اما او گوش نکرد.
she's a smartass with a degree in astrophysics.
او یک فرد خودخواه است که دارای مدرک در فیزیک فضایی است.
he pulled a smartass move and got the promotion.
او با یک حرکت خودخواهی به ارتقاء دست یافت.
the smartass kid knew the answer before anyone else.
پسر خودخواه قبل از هر کس دیگری پاسخ را میدانست.
despite being a smartass, he's a valuable team member.
در حالی که یک فرد خودخواه است، او یک عضو گروه ارزشمند است.
i hate dealing with that smartass customer service rep.
من با آن نماینده خدمات مشتریان خودخواه کار کردن را نفرمیکنم.
she shut him down with a witty smartass response.
او با یک پاسخ خودخواه و بازیگوشی او را نابود کرد.
he's a smartass who thinks he knows everything.
او یک فرد خودخواه است که فکر میکند هر چیز را میداند.
being a smartass isn't always a bad thing; sometimes it's funny.
بودن یک فرد خودخواه همیشه چیز بدی نیست، گاهی اوقات خنده دار است.
smartass comment
کامنت هوشمند
being a smartass
بودن یک هوشمند
smartass attitude
وضعیت هوشمند
total smartass
کاملا هوشمند
smartass knows
هوشمند می داند
stop being smartass
دیگر هوشمند نباش
smartass behavior
رفتار هوشمند
smartass thinks
هوشمند فکر می کند
such a smartass
چنین هوشمندی
smartass remarks
نکات هوشمند
he's a smartass, always arguing with the boss.
او یک فرد خودخواه و هوشمند است که همیشه با مدیر میخواهد اختلاف داشته باشد.
don't let his smartass comments fool you; he's actually quite kind.
دست کم از دیدگاههای خودخواه او گمراه نشوید، در واقع او خیلی مهربان است.
i told him to stop being a smartass, but he wouldn't listen.
من به او گفتم که دیگر به عنوان یک فرد خودخواه رفتار نکند، اما او گوش نکرد.
she's a smartass with a degree in astrophysics.
او یک فرد خودخواه است که دارای مدرک در فیزیک فضایی است.
he pulled a smartass move and got the promotion.
او با یک حرکت خودخواهی به ارتقاء دست یافت.
the smartass kid knew the answer before anyone else.
پسر خودخواه قبل از هر کس دیگری پاسخ را میدانست.
despite being a smartass, he's a valuable team member.
در حالی که یک فرد خودخواه است، او یک عضو گروه ارزشمند است.
i hate dealing with that smartass customer service rep.
من با آن نماینده خدمات مشتریان خودخواه کار کردن را نفرمیکنم.
she shut him down with a witty smartass response.
او با یک پاسخ خودخواه و بازیگوشی او را نابود کرد.
he's a smartass who thinks he knows everything.
او یک فرد خودخواه است که فکر میکند هر چیز را میداند.
being a smartass isn't always a bad thing; sometimes it's funny.
بودن یک فرد خودخواه همیشه چیز بدی نیست، گاهی اوقات خنده دار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید