wishfulnesses abound
اشتیاقها فراوان هستند
wishfulnesses manifest
اشتیاقها آشکار میشوند
wishfulnesses collide
اشتیاقها با هم برخورد میکنند
wishfulnesses linger
اشتیاقها باقی میمانند
wishfulnesses fade
اشتیاقها محو میشوند
wishfulnesses grow
اشتیاقها رشد میکنند
wishfulnesses inspire
اشتیاقها الهام میبخشند
wishfulnesses intertwine
اشتیاقها با هم در هم میآمیزند
wishfulnesses echo
اشتیاقها پژواک میشوند
wishfulnesses unite
اشتیاقها متحد میشوند
her wishfulnesses often lead her to daydream about a perfect life.
اشتیاقهای او اغلب او را به رویاپردازی در مورد یک زندگی کامل سوق میدهد.
despite the wishfulnesses of the crowd, reality can be quite harsh.
با وجود اشتیاقهای جمعیت، واقعیت میتواند بسیار سخت باشد.
his wishfulnesses sometimes distract him from his actual goals.
اشتیاقهای او گاهی اوقات باعث منحرف شدن او از اهداف واقعیاش میشود.
she expressed her wishfulnesses through her art and poetry.
او اشتیاقهای خود را از طریق هنر و شعرش بیان کرد.
in times of difficulty, wishfulnesses can provide a temporary escape.
در زمانهای دشوار، اشتیاقها میتوانند یک فرار موقت فراهم کنند.
his wishfulnesses about the future were filled with hope and ambition.
اشتیاقهای او نسبت به آینده پر از امید و جاهطلبی بود.
they shared their wishfulnesses during late-night conversations.
آنها اشتیاقهای خود را در طول گفتگوهای شبانه به اشتراک گذاشتند.
wishfulnesses can sometimes inspire creative solutions to problems.
اشتیاقها گاهی اوقات میتوانند راه حلهای خلاقانه برای مشکلات الهام بخشند.
her wishfulnesses were evident in the way she planned her wedding.
اشتیاقهای او در نحوه برنامهریزی عروسیاش آشکار بود.
wishfulnesses can be both a blessing and a curse in life.
اشتیاقها میتوانند هم نعمتی و هم نفرینی در زندگی باشند.
wishfulnesses abound
اشتیاقها فراوان هستند
wishfulnesses manifest
اشتیاقها آشکار میشوند
wishfulnesses collide
اشتیاقها با هم برخورد میکنند
wishfulnesses linger
اشتیاقها باقی میمانند
wishfulnesses fade
اشتیاقها محو میشوند
wishfulnesses grow
اشتیاقها رشد میکنند
wishfulnesses inspire
اشتیاقها الهام میبخشند
wishfulnesses intertwine
اشتیاقها با هم در هم میآمیزند
wishfulnesses echo
اشتیاقها پژواک میشوند
wishfulnesses unite
اشتیاقها متحد میشوند
her wishfulnesses often lead her to daydream about a perfect life.
اشتیاقهای او اغلب او را به رویاپردازی در مورد یک زندگی کامل سوق میدهد.
despite the wishfulnesses of the crowd, reality can be quite harsh.
با وجود اشتیاقهای جمعیت، واقعیت میتواند بسیار سخت باشد.
his wishfulnesses sometimes distract him from his actual goals.
اشتیاقهای او گاهی اوقات باعث منحرف شدن او از اهداف واقعیاش میشود.
she expressed her wishfulnesses through her art and poetry.
او اشتیاقهای خود را از طریق هنر و شعرش بیان کرد.
in times of difficulty, wishfulnesses can provide a temporary escape.
در زمانهای دشوار، اشتیاقها میتوانند یک فرار موقت فراهم کنند.
his wishfulnesses about the future were filled with hope and ambition.
اشتیاقهای او نسبت به آینده پر از امید و جاهطلبی بود.
they shared their wishfulnesses during late-night conversations.
آنها اشتیاقهای خود را در طول گفتگوهای شبانه به اشتراک گذاشتند.
wishfulnesses can sometimes inspire creative solutions to problems.
اشتیاقها گاهی اوقات میتوانند راه حلهای خلاقانه برای مشکلات الهام بخشند.
her wishfulnesses were evident in the way she planned her wedding.
اشتیاقهای او در نحوه برنامهریزی عروسیاش آشکار بود.
wishfulnesses can be both a blessing and a curse in life.
اشتیاقها میتوانند هم نعمتی و هم نفرینی در زندگی باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید