withstander

[ایالات متحده]/wɪðˈstændə/
[بریتانیا]/wɪðˈstændər/

ترجمه

n. کسی که مقاومت می‌کند؛ شخص یا چیزی که فشار، نیرو یا مخالفت را مقاومت یا تحمل می‌کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

fire withstander

پشتیبان حریق

the withstander

پشتیبان

stress withstander

پشتیبان تنش

true withstander

پشتیبان واقعی

first withstander

پشتیبان اول

only withstander

پشتیبان تنها

last withstander

پشتیبان آخر

strong withstander

پشتیبان قوی

early withstander

پشتیبان زود

patient withstander

پشتیبان صبور

جملات نمونه

the withstander of harsh criticism remained composed during the intense interview.

نفری که در برابر انتقادات سخت تحمل‌کننده بود، در طول مصاحبه شدید خود آرام ماند.

she proved to be a true withstander of adversity throughout her difficult journey.

او در طول سفر سخت خود ثابت شد که واقعیت‌اصلی یک تحمل‌کننده‌ی مشکلات است.

the team emerged as remarkable withstanders of pressure in the final championship game.

تیم به عنوان تحمل‌کننده‌های برجسته‌ای در برابر فشار در بازی نهایی جام قهرمانی ظاهر شد.

he is known as a steadfast withstander of temptation, always choosing the ethical path.

او به عنوان یک تحمل‌کننده‌ی پایدار در برابر ترغیب شناخته می‌شود، همیشه مسیر اخلاقی را انتخاب می‌کند.

the withstander of intense scrutiny maintained her innocence despite all accusations.

تحمل‌کننده‌ی بررسی‌های شدید، بی‌گناهی خود را در برابر تمام اتهامات حفظ کرد.

ancient oak trees serve as natural withstanders of harsh weather conditions.

درختان گیاک اولیه به عنوان تحمل‌کننده‌های طبیعی در برابر شرایط آب و هوا سخت عمل می‌کنند.

the withstander's resilience helped him survive years of financial struggle.

استقامت تحمل‌کننده‌ی او به او کمک کرد تا سال‌هایی از درد مالی را تجربه کند.

marathon runners are the ultimate withstanders of physical exhaustion.

دویدندگان ماراتون به عنوان تحمل‌کننده‌های نهایی در برابر خستگی فیزیکی هستند.

she earned respect as an unwavering withstander of ethical corruption.

او احترام را به عنوان یک تحمل‌کننده‌ی غیرقابل تردید در برابر فساد اخلاقی کسب کرد.

the negotiator remained a calm withstander of emotional manipulation tactics.

مذاکره‌کننده به عنوان یک تحمل‌کننده‌ی آرام در برابر روش‌های تحریک عاطفی باقی ماند.

the ancient temple has stood as a withstander of earthquakes for over a thousand years.

معبد باستانی به مدت بیش از یک هزار سال به عنوان یک تحمل‌کننده‌ی زمین‌لرزه‌ها ایستاده است.

he became a legendary withstander of championship-level competition pressure.

او به عنوان یک تحمل‌کننده‌ی معروف در برابر فشار رقابت‌های سطح قهرمانی شد.

she is remembered as a courageous withstander of personal tragedy and loss.

او به عنوان یک تحمل‌کننده‌ی شجاع در برابر داغ شخصی و زیان به یاد می‌ماند.

the soldiers were trained as withstanders of extreme survival conditions.

نیروی نظامی‌ها به عنوان تحمل‌کننده‌های شرایط بقا شدید آموزش دیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید