wolflike behavior
رفتار شبیه گرگ
wolflike instincts
غریزه شبیه گرگ
wolflike appearance
ظاهر شبیه گرگ
wolflike traits
ویژگیهای شبیه گرگ
wolflike qualities
کیفیتهای شبیه گرگ
wolflike nature
طبع شبیه گرگ
wolflike growl
غرش شبیه گرگ
wolflike eyes
چشمان شبیه گرگ
wolflike howl
ناله شبیه گرگ
wolflike pack
گله شبیه گرگ
his wolflike instincts made him a great leader.
غرایز گرگمانند او باعث شد تا یک رهبر بزرگ باشد.
she moved with a wolflike grace through the forest.
او با ظرافت گرگمانند از میان جنگل عبور کرد.
the wolflike pack mentality can be seen in many social groups.
میتوان دید که تفکر گروهی گرگمانند در بسیاری از گروههای اجتماعی وجود دارد.
his wolflike appearance intimidated his opponents.
ظاهر گرگمانند او حریفانش را میترساند.
wolflike behavior is often associated with survival instincts.
رفتار گرگمانند اغلب با غریزه بقا مرتبط است.
the children's wolflike howls echoed through the night.
غرشهای گرگمانند کودکان در طول شب طنینانداز شد.
her wolflike determination drove her to succeed.
عزم گرگمانند او را به موفقیت رساند.
they formed a wolflike bond that was unbreakable.
آنها یک پیوند گرگمانند ایجاد کردند که غیرقابل شکست بود.
he had a wolflike hunger for knowledge.
او گرسنگی گرگمانند برای دانش داشت.
her wolflike eyes seemed to pierce through the darkness.
چشمان گرگمانند او به نظر میرسید که از تاریکی عبور میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید