sheepish

[ایالات متحده]/'ʃiːpɪʃ/
[بریتانیا]/ˈʃipɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دهنده شرمندگی یا کمبود اعتماد به نفس

عبارات و ترکیب‌ها

look sheepish

ظاهراً شرمنده بودن

a sheepish smile

لبخند شرمنده

feeling sheepish

احساس شرمندگی

sheepish behavior

رفتار شرمنده

جملات نمونه

It showed patches of both goatish hair and sheepish wool.

این نشانه‌هایی از هم موهای بز مانند و هم پشم گوسفه‌ای نشان می‌داد.

He gave a sheepish smile when caught in a lie.

وقتی دروغش فاش شد، با لبخندی شرمنده گونه لبخند زد.

Sheepish behavior is often a sign of guilt or embarrassment.

رفتار شرمنده گونه اغلب نشانه‌ای از گناه یا خجالت است.

He made a sheepish apology for forgetting her birthday.

او به خاطر فراموش کردن تولدش عذرخواهی شرمنده گونه‌ای کرد.

She gave a sheepish shrug when asked about the missing cookies.

وقتی در مورد شیرینی‌های گمشده سوال شد، با بالا انداختن شانه‌های شرمنده گونه پاسخ داد.

The student had a sheepish look on his face after failing the exam.

دانشجو پس از شکست در امتحان، چهره‌ای شرمنده گونه داشت.

He felt sheepish about his mistake in front of his colleagues.

او در حضور همکارانش در مورد اشتباهش احساس شرمندگی کرد.

Sheepish laughter filled the room after the embarrassing incident.

پس از حادثه شرم آور، خنده های شرمنده گونه اتاق را پر کرد.

The politician appeared sheepish when confronted with his past statements.

وقتی با اظهارات گذشته‌اش روبرو شد، سیاستمدار ظاهر شرمنده گونه‌ای داشت.

Sheepish glances were exchanged between the two friends who had argued earlier.

نگاه‌های شرمنده گونه بین دو دوست که قبلاً بحث کرده بودند رد و بدل شد.

The employee's sheepish excuse for being late was met with skepticism by the boss.

عذرخواهی شرمنده گونه کارمند برای دیر رسیدن با شک و تردید توسط رئیس مورد استقبال قرار گرفت.

نمونه‌های واقعی

They went " fleeting" all while " bleating" in a pretty " sheepish state" .

آنها در حالی که " گذرا" بودند و " ناله" می کردند، در یک حالت " خجالت آور" زیبا بودند.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

He shuffled his feet, sheepish. " Drowned" .

او با خجالت، پاهایش را به هم ریخت. " غرق شد ".

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

I was a little sheepish telling him, I remember.

من کمی خجالت داشتم که به او گفتم، من به یاد دارم.

منبع: American Life Podcast

If somebody is sheepish, it means shy, nervous, or no confidence.

اگر کسی خجالت دارد، به این معنی است که خجول، عصبی یا بی اعتماد است.

منبع: Engvid-James Course Collection

The way water buffalo Hoit could make them all feel sheepish.

نحوه ای که گاومیش های آب هویت می توانستند همه آنها را احساس خجالت کنند.

منبع: The World From A to Z

" Think I'd forgotten you, Matt" ? he asked with sheepish glee.

" فکر می کنم تو را فراموش کرده ام، مت"؟ او با خوشحالی خجالت آور پرسید.

منبع: Itan Flomei

To hear it can make us feel childlike; sheepish or in trouble.

شنیدن آن می تواند باعث شود ما احساس کودکانه کنیم؛ خجالت یا در مشکل.

منبع: Selected English short passages

I would describe the atmosphere in the White House as kind of sheepish.

من فضای موجود در کاخ سفید را تا حدودی خجالت آور توصیف می کنم.

منبع: CNN 10 Student English January 2017 Collection

Don't " Yes, ma'am" me with your sheepish charm.

با آنجا با " بله خانم" من را با جذابیت خجالت آمیز خود نکنید.

منبع: Newsroom

So, if someone had a sheepish smile, it'd be like - not really a smile.

بنابراین، اگر کسی لبخند خجالت آمیزی داشت، مانند این بود - واقعاً لبخند نبود.

منبع: Engvid-James Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید