wonderer

[ایالات متحده]/ˈwʌndərə/
[بریتانیا]/ˈwʌndərər/

ترجمه

n. شخصی که پیاده روی یا سفر می‌کند، به ویژه با احساس عجیب، علاقه‌مندی یا عبّت.
شکل‌های واژه
جمعwonderers

عبارات و ترکیب‌ها

eternal wonderer

پرسشگر بی‌پایان

perplexed wonderer

پرسشگر گیج‌شده

wandering wonderer

پرسشگر گردش‌کننده

wonderer at heart

پرسشگر درونی

lost wonderer

پرسشگر گم‌شده

wonderers of the world

پرسشگران جهان

wonderer without roots

پرسشگر بدون ریشه

جملات نمونه

the wanderer wandered through the ancient forest, seeking answers to unanswerable questions.

گردشگر در جنگل باستانی گرد می‌زد و به دنبال پاسخ‌هایی برای سوالات غیرقابل پاسخ بود.

a solitary wanderer stood at the edge of the cliff, contemplating the vastness of the sea.

گردشگری تنها در کنار ارتفاع تکیه گرفته و به فکر گسترده‌ی دریا می‌افتاد.

the old wanderer had traveled to every continent, yet still felt like a stranger.

گردشگر قدیمی به هر قاره‌ای سفر کرده بود، اما هنوز احساس می‌کرد غریب است.

she was a perpetual wanderer, never satisfied with ordinary explanations.

او یک گردشگر دائمی بود که هرگز از توضیحات معمولی راضی نمی‌شد.

the wanderer's journal was filled with sketches of places no one had ever mapped.

دفترچه گردشگر پر از نقاشی‌های مکان‌هایی بود که هر کسی قبلاً آن‌ها را نقشه‌برداری نکرده بود.

as a wanderer and wonderer, he found beauty in the journey itself.

به عنوان یک گردشگر و علاقه‌مند به کشف، او زیبایی را در سفر خود پیدا کرد.

the wanderer asked the wise sage about the meaning of all this wandering.

گردشگر به فیلسوف حکیم درباره‌ی معنای تمام این گردش‌ها پرسید.

every night, the wanderer would count stars and dream of distant lands.

هر شب، گردشگر ستاره‌ها را شمار می‌داد و از کشورهای دوردست رویای می‌کرد.

the wanderer's feet were tired, but his heart remained restless.

پای گردشگر خسته بود، اما قلب او هنوز ناامید نبود.

in the quiet hours, the wanderer found peace among the mountains.

در ساعات آرام، گردشگر آرامش را در میان کوه‌ها پیدا کرد.

the wanderer collected stories from strangers like precious gems.

گردشگر داستان‌ها را از غریب‌ها جمع‌آوری می‌کرد مانند گوهرهای گران‌قیمت.

her reputation as a wanderer preceded her throughout the kingdom.

معروفیت او به عنوان یک گردشگر در سراسر سلطنت او را پیش از آن می‌رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید