curious

[ایالات متحده]/ˈkjʊəriəs/
[بریتانیا]/ˈkjʊriəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن تمایل قوی برای دانستن یا یادگیری چیزی، عجیب، غیرمعمول

عبارات و ترکیب‌ها

curious about

کنجکاوانه در مورد

جملات نمونه

There was a curious silence.

سکوت عجیبی وجود داشت.

a curious metallic taste.

طعم فلزی عجیب.

a jewel of curious workmanship

جواهر با کاردستی عجیب.

a curious amalgam of the traditional and the modern.

ترکیبی جالب از سنت و مدرنیته

the head of the racket had a curious warp.

سر راکت دارای انحراف عجیب بود.

a belfry full of curious notions

گلدسته‌ای پر از ایده‌های عجیب و غریب

What a curious mistake!

چه اشتباه عجیبی!

a curious and speculative turn of mind.

یک گرایش ذهنی کنجکاو و سفته‌باز.

A curious child is a teacher's delight.

یک کودک کنجکاو، لذت یک معلم است.

I was intensely curious to know more about him.

من به شدت کنجکاو بودم تا بیشتر در مورد او بدانم.

stalactites of curious forms;

ستون‌های آهکی با اشکال عجیب;

I began to be curious about the whereabouts of the bride and groom.

من شروع به کنجکاو شدن در مورد محل اقامت عروس و داماد کردم.

she was curious to know what had happened.

او کنجکاو بود تا بداند چه اتفاقی افتاده است.

a curious sensation overwhelmed her.

یک حس عجیب او را در بر گرفت.

he was a curious mixture, an unpredictable man.

او مخلوطی عجیب بود، مردی غیرقابل پیش‌بینی.

the song had a curious ring of nostalgia to it.

آهنگ حال و هوای نوستالژیک عجیبی داشت.

I'm curious to know what he said.

من کنجکاو هستم بدانم او چه گفته است.

It is also curious that meropia is a condition of partial blindness.

همچنین عجیب است که مروپیا یک حالت نابینایی جزئی است.

نمونه‌های واقعی

I was simply curious about how intelligence works.

من صرفاً درباره نحوه عملکرد هوش کنجکاو بودم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

What did you find the most curious about Dadaism?

چه چیزی را در مورد دادا از همه کنجکاوتر یافتید؟

منبع: Curious Muse

You can imagine nothing so curious.

نمی‌توانید چیزی را آنقدر کنجکاو تصور کنید.

منبع: The machine has stopped operating.

Oh! Oh! Ohhhhhh! ! ! ! What a curious feeling!

اوه! اوه! اوه! چه احساس کنجکاو کننده ای!

منبع: Drama: Alice in Wonderland

At other times there were curious groans and moans.

در زمان‌های دیگر، زمزمه‌ها و ناله‌های کنجکاوانه وجود داشت.

منبع: American Elementary School English 5

Only 86,400 seconds in a day so be curious, explore, have fun.

فقط 86400 ثانیه در یک روز وجود دارد، بنابراین کنجکاو باشید، کاوش کنید و خوش بگذرانید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Curious subject matter for a young lady.

موضوع کنجکاوانه برای یک خانم جوان.

منبع: Movie trailer screening room

Alice began to have a curious feeling.

آلیس شروع به داشتن احساس کنجکاو کرد.

منبع: Drama: Alice in Wonderland

We nevertheless observed a very curious thing.

با این حال، ما یک چیز بسیار کنجکاو را مشاهده کردیم.

منبع: Environment and Science

“Sorry, ” said Harry, “but what's curious? ”

«متاسفم،» هری گفت، «اما چه چیزی کنجکاو است؟»

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید