woodworkings

[ایالات متحده]/wʊdˈwɜːkɪŋz/
[بریتانیا]/wʊdˈwɜrkɪŋz/

ترجمه

n. فعالیت یا مهارت ساختن چیزهایی از چوب
adj. مربوط به فعالیت ساختن چیزهایی از چوب

عبارات و ترکیب‌ها

fine woodworkings

نجاری‌های ظریف

handcrafted woodworkings

نجاری‌های دستی

traditional woodworkings

نجاری‌های سنتی

custom woodworkings

نجاری‌های سفارشی

artistic woodworkings

نجاری‌های هنری

woodworkings designs

طرح‌های نجاری

woodworkings projects

پروژه‌های نجاری

unique woodworkings

نجاری‌های منحصر به فرد

woodworkings techniques

تکنیک‌های نجاری

woodworkings crafts

هنر و صنعت نجاری

جملات نمونه

he learned the art of woodworkings from his grandfather.

او هنر نجاری را از پدربزرگش آموخت.

the woodworkings in this house are truly impressive.

کارهای چوبی این خانه واقعاً چشمگیر هستند.

she sells beautiful woodworkings at the local market.

او کارهای چوبی زیبا را در بازار محلی می‌فروشد.

woodworkings can add a unique charm to any room.

کارهای چوبی می‌توانند جذابیت خاصی به هر اتاقی اضافه کنند.

he specializes in intricate woodworkings for furniture.

او در ساخت مبلمان، در کارهای چوبی پیچیده تخصص دارد.

woodworkings require patience and precision to create.

برای ساختن کارهای چوبی به صبر و دقت نیاز است.

they took a class to improve their woodworkings skills.

آنها برای بهبود مهارت‌های خود در کارهای چوبی در یک کلاس ثبت نام کردند.

her collection of woodworkings includes carvings and sculptures.

مجموعه کارهای چوبی او شامل حکاکی‌ها و مجسمه‌ها است.

many cultures have rich traditions in woodworkings.

فرهنگ‌های بسیاری سنت‌های غنی در کارهای چوبی دارند.

he enjoys sharing tips on improving woodworkings techniques.

او از به اشتراک گذاشتن نکاتی در مورد بهبود تکنیک‌های کارهای چوبی لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید