woolier

[ایالات متحده]/ˈwʊli/
[بریتانیا]/ˈwʊli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از پشم؛ شبیه پشم؛ پفکی یا کرکی؛ مبهم یا نامشخص
n. سویشرت پشمی؛ لباس زیر پشمی

عبارات و ترکیب‌ها

wooly sweater

ژاکت پشم

wooly hat

کلاه پشمی

wooly sheep

گوسفند پشمی

wooly blanket

پتو پشمی

wooly scarf

شال پشمی

wooly coat

کت پشمی

wooly yarn

نخ پشم

wooly texture

بافت پشمی

wooly fabric

پارچه پشمی

wooly creature

موجود پشمی

جملات نمونه

the sheep looked so wooly in the field.

گوسفندها آنقدر پشمی در مزرعه به نظر می‌رسیدند.

she wore a wooly sweater to keep warm.

او یک ژاکت پشمی پوشید تا گرم بماند.

the wooly mammoth is an extinct species.

گاو غول پیکر پشمی یک گونه منقرض شده است.

his thoughts were a bit wooly and unclear.

فکرهايش کمی مبهم و غیر واضح بودند.

the wooly texture of the blanket is comforting.

بافت پشمی پتو آرامش‌بخش است.

she has a wooly dog that needs grooming.

او یک سگ پشمی دارد که نیاز به آرایش دارد.

the artist's wooly style is quite unique.

سبک پشمی هنرمند بسیار منحصر به فرد است.

he gave a wooly explanation that confused everyone.

او توضیحی مبهم داد که باعث سردرگمی همه شد.

the wooly clouds indicated a storm was coming.

ابر های پشمی نشان می دادند که طوفانی در راه است.

they found a wooly scarf in the lost and found.

آنها یک شال پشمی را در وسایل گمشده پیدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید