wooshed

[ایالات متحده]/wʊʃt/
[بریتانیا]/wʊʃt/

ترجمه

n.حرکت سریع
int.صدای حرکت سریع (مانند وز وز)
vt.برای سریع حرکت دادن چیزی
vi.برای سریع حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wooshed away

دور شد

wooshed past

از کنار گذشت

wooshed in

وارد شد

wooshed out

بیرون رفت

wooshed by

کنار رفت

wooshed up

بالا رفت

wooshed down

پایین آمد

wooshed around

دور زد

wooshed forward

به جلو رفت

wooshed back

به عقب رفت

جملات نمونه

the wind wooshed past us, making the trees sway.

باد با سرعت از کنار ما گذشت و باعث حرکت درختان شد.

as the car wooshed by, i could feel the rush of air.

همانطور که ماشین با سرعت از کنار ما گذشت، می‌توانستم جریان هوا را احساس کنم.

the ball wooshed through the air and into the goal.

توپ با سرعت از میان هوا عبور کرد و وارد دروازه شد.

she wooshed down the slide with a big smile.

او با خوشحالی زیاد از سرسره پایین سر خورد.

the train wooshed into the station, catching everyone's attention.

قطار با سرعت وارد ایستگاه شد و توجه همه را به خود جلب کرد.

he wooshed past me on his skateboard.

او با اسکیت‌بورد از کنار من با سرعت گذشت.

the sound of the jet wooshed overhead.

صدای جت از بالای سر ما با سرعت عبور کرد.

she wooshed through the crowd, eager to reach her friends.

او با سرعت از میان جمعیت عبور کرد و مشتاقانه به سمت دوستانش رفت.

the leaves wooshed around as the storm approached.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، برگ‌ها با سرعت به اطراف می‌چرخیدند.

the sound of the roller coaster wooshed down the track.

صدای قطار کوهستانی با سرعت در طول مسیر حرکت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید