wooshed away
دور شد
wooshed past
از کنار گذشت
wooshed in
وارد شد
wooshed out
بیرون رفت
wooshed by
کنار رفت
wooshed up
بالا رفت
wooshed down
پایین آمد
wooshed around
دور زد
wooshed forward
به جلو رفت
wooshed back
به عقب رفت
the wind wooshed past us, making the trees sway.
باد با سرعت از کنار ما گذشت و باعث حرکت درختان شد.
as the car wooshed by, i could feel the rush of air.
همانطور که ماشین با سرعت از کنار ما گذشت، میتوانستم جریان هوا را احساس کنم.
the ball wooshed through the air and into the goal.
توپ با سرعت از میان هوا عبور کرد و وارد دروازه شد.
she wooshed down the slide with a big smile.
او با خوشحالی زیاد از سرسره پایین سر خورد.
the train wooshed into the station, catching everyone's attention.
قطار با سرعت وارد ایستگاه شد و توجه همه را به خود جلب کرد.
he wooshed past me on his skateboard.
او با اسکیتبورد از کنار من با سرعت گذشت.
the sound of the jet wooshed overhead.
صدای جت از بالای سر ما با سرعت عبور کرد.
she wooshed through the crowd, eager to reach her friends.
او با سرعت از میان جمعیت عبور کرد و مشتاقانه به سمت دوستانش رفت.
the leaves wooshed around as the storm approached.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، برگها با سرعت به اطراف میچرخیدند.
the sound of the roller coaster wooshed down the track.
صدای قطار کوهستانی با سرعت در طول مسیر حرکت میکرد.
wooshed away
دور شد
wooshed past
از کنار گذشت
wooshed in
وارد شد
wooshed out
بیرون رفت
wooshed by
کنار رفت
wooshed up
بالا رفت
wooshed down
پایین آمد
wooshed around
دور زد
wooshed forward
به جلو رفت
wooshed back
به عقب رفت
the wind wooshed past us, making the trees sway.
باد با سرعت از کنار ما گذشت و باعث حرکت درختان شد.
as the car wooshed by, i could feel the rush of air.
همانطور که ماشین با سرعت از کنار ما گذشت، میتوانستم جریان هوا را احساس کنم.
the ball wooshed through the air and into the goal.
توپ با سرعت از میان هوا عبور کرد و وارد دروازه شد.
she wooshed down the slide with a big smile.
او با خوشحالی زیاد از سرسره پایین سر خورد.
the train wooshed into the station, catching everyone's attention.
قطار با سرعت وارد ایستگاه شد و توجه همه را به خود جلب کرد.
he wooshed past me on his skateboard.
او با اسکیتبورد از کنار من با سرعت گذشت.
the sound of the jet wooshed overhead.
صدای جت از بالای سر ما با سرعت عبور کرد.
she wooshed through the crowd, eager to reach her friends.
او با سرعت از میان جمعیت عبور کرد و مشتاقانه به سمت دوستانش رفت.
the leaves wooshed around as the storm approached.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، برگها با سرعت به اطراف میچرخیدند.
the sound of the roller coaster wooshed down the track.
صدای قطار کوهستانی با سرعت در طول مسیر حرکت میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید