sped up
سرعت گرفت
sped away
به سرعت دور شد
sped past
از کنار سریع گذشت
sped off
به سرعت رفت
sped through
در میان سریع عبور کرد
sped along
در طول سریع حرکت کرد
sped down
به سرعت پایین رفت
sped ahead
به سرعت جلو رفت
sped forward
به سرعت به جلو رفت
he sped down the highway, eager to reach his destination.
او با سرعت در بزرگراه رانندگی کرد، مشتاق رسیدن به مقصدش.
the car sped past us, leaving a trail of dust.
ماشین با سرعت از کنار ما رد شد و رد غباری از خود به جا گذاشت.
she sped through her homework to join her friends.
او تکالیفش را با سرعت انجام داد تا به دوستانش بپیوندد.
the athlete sped ahead of his competitors in the race.
ورزشکار در مسابقه از رقبایش با سرعت پیشی گرفت.
they sped up the project to meet the deadline.
آنها پروژه را با سرعت بیشتر پیش بردند تا مهلت مقرر را رعایت کنند.
as the storm approached, the boat sped back to shore.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، قایق با سرعت به سمت ساحل بازگشت.
he sped away from the scene before the police arrived.
او قبل از رسیدن پلیس از صحنه دور شد.
the train sped through the countryside, offering beautiful views.
قطار با سرعت در میان حومه شهر حرکت کرد و مناظر زیبایی را ارائه داد.
she sped through the crowd to catch the bus.
او برای گرفتن اتوبوس از میان جمعیت با سرعت عبور کرد.
the dog sped after the ball, eager to fetch it.
سگ با سرعت به دنبال توپ رفت، مشتاق به گرفتن آن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید