workbenches

[ایالات متحده]/wɜːkˌbɛnʧɪz/
[بریتانیا]/wɜrkˌbɛnʧɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه workbench

عبارات و ترکیب‌ها

adjust workbenches

تنظیم پیش‌ساطه‌ها

install workbenches

نصب پیش‌ساطه‌ها

design workbenches

طراحی پیش‌ساطه‌ها

organize workbenches

مرتب‌سازی پیش‌ساطه‌ها

custom workbenches

پیش‌ساطه‌های سفارشی

build workbenches

ساخت پیش‌ساطه‌ها

repair workbenches

تعمیر پیش‌ساطه‌ها

clean workbenches

تمیز کردن پیش‌ساطه‌ها

move workbenches

جابجایی پیش‌ساطه‌ها

label workbenches

برچسب‌گذاری پیش‌ساطه‌ها

جملات نمونه

the workshop was filled with workbenches for various projects.

کارگاه با میزهای کار برای پروژه‌های مختلف پر شده بود.

he organized the tools neatly on the workbenches.

او ابزارها را به طور مرتب روی میزهای کار مرتب کرد.

we need more workbenches to accommodate all the students.

ما به میزهای کار بیشتری برای پذیرش همه دانش آموزان نیاز داریم.

each workbench was equipped with a power outlet.

هر میز کار مجهز به پریز برق بود.

the carpenter spent hours at the workbenches crafting furniture.

نجار ساعت‌ها روی میزهای کار مبلمان می‌ساخت.

workbenches in the lab are designed for heavy-duty tasks.

میزهای کار در آزمایشگاه برای انجام کارهای سنگین طراحی شده اند.

students learned how to use various tools at the workbenches.

دانش آموزان یاد گرفتند که چگونه از ابزارهای مختلف در میزهای کار استفاده کنند.

the workbenches were made from durable materials.

میزهای کار از مواد بادوام ساخته شده بودند.

she prefers to work at the front workbenches for better lighting.

او ترجیح می دهد به دلیل نور بهتر در قسمت جلوی میزهای کار کار کند.

after the renovation, the workbenches looked brand new.

پس از بازسازی، میزهای کار کاملاً نو به نظر می رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید