workingmen

[ایالات متحده]/ˈwɜːkɪŋmən/
[بریتانیا]/ˈwɜrkɪŋˌmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگر یا کارمند؛ یک کارگر یا کارمند

عبارات و ترکیب‌ها

workingman class

طبقه کارگر

workingman blues

غم‌های کارگر

workingman hero

قهرمان کارگر

workingman spirit

روحیه کارگر

workingman rights

حقوق کارگر

workingman pride

افتخار کارگر

workingman wages

دستمزد کارگر

workingman union

اتحادیه کارگران

workingman values

ارزش‌های کارگر

workingman lifestyle

سبک زندگی کارگر

جملات نمونه

the workingman deserves fair wages for his labor.

مرد کارگر باید دستمزد منصفانه‌ای به ازای زحماتش دریافت کند.

every workingman should have access to healthcare.

هر مرد کارگری باید به خدمات درمانی دسترسی داشته باشد.

the workingman is the backbone of the economy.

مرد کارگر ستون فقرات اقتصاد است.

a workingman often faces tough challenges at work.

یک مرد کارگر اغلب با چالش‌های دشواری در محل کار مواجه می‌شود.

union support is crucial for the workingman.

حمایت اتحادیه‌ها برای مرد کارگر بسیار مهم است.

the workingman needs a safe working environment.

مرد کارگر به یک محیط کار ایمن نیاز دارد.

training programs can help the workingman improve skills.

برنامه‌های آموزشی می‌توانند به مرد کارگر در ارتقای مهارت‌ها کمک کنند.

many workingmen are struggling to make ends meet.

بسیاری از مردان کارگر برای تامین معاش خود تلاش می‌کنند.

respect for the workingman is essential in society.

احترام به مرد کارگر در جامعه ضروری است.

the workingman often works long hours to support his family.

مرد کارگر اغلب ساعت‌های طولانی برای تامین خانواده‌اش کار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید