workpieces

[ایالات متحده]/wɜːkpiːs/
[بریتانیا]/wɜrkˌpis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع workpiece

عبارات و ترکیب‌ها

finished workpieces

تکه‌های کاری تمام شده

raw workpieces

تکه‌های کاری خام

machined workpieces

تکه‌های کاری ماشین‌کاری شده

metal workpieces

تکه‌های کاری فلزی

workpieces inspection

بازرسی قطعات

workpieces handling

جدا کردن قطعات

workpieces assembly

مونتاژ قطعات

workpieces storage

ذخیره سازی قطعات

workpieces quality

کیفیت قطعات

workpieces design

طراحی قطعات

جملات نمونه

the factory produces various workpieces for the automotive industry.

کارخانه قطعات مختلفی را برای صنعت خودروسازی تولید می‌کند.

we need to inspect the workpieces before shipping them.

ما باید قطعات کار را قبل از ارسال آنها بررسی کنیم.

each workpiece must meet strict quality standards.

هر قطعه کار باید مطابق با استانداردهای کیفیت سختگیرانه باشد.

workpieces can be made from different materials depending on their use.

قطعات کار می‌توانند بسته به کاربردشان از مواد مختلف ساخته شوند.

the cnc machine is designed to handle multiple workpieces simultaneously.

دستگاه CNC برای رسیدگی به چندین قطعه کار به طور همزمان طراحی شده است.

after machining, the workpieces require thorough cleaning.

پس از ماشینکاری، قطعات کار نیاز به تمیز کردن کامل دارند.

we are developing new techniques to improve workpiece accuracy.

ما در حال توسعه تکنیک‌های جدید برای بهبود دقت قطعات کار هستیم.

the assembly line is optimized for efficient workpiece handling.

خط مونتاژ برای رسیدگی کارآمد به قطعات کار بهینه شده است.

workpieces must be stored properly to avoid damage.

قطعات کار باید به درستی نگهداری شوند تا از آسیب جلوگیری شود.

our team is responsible for the inspection of all incoming workpieces.

تیم ما مسئول بازرسی تمام قطعات ورودی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید