worksheet

[ایالات متحده]/'wə:kʃi:t/
[بریتانیا]/ˈwɚkˌʃit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: worksheet

عبارات و ترکیب‌ها

complete the worksheet

تکمیل نمودن تمرین

review the worksheet

بازبینی تمرین

جملات نمونه

Plus more specialized apps to cloze text &generate KWIC concordances, as worksheets for designated student groups.

علاوه بر برنامه‌های تخصصی‌تر برای بستن متن و تولید همخوانی‌های KWIC، به عنوان تمرین برای گروه‌های دانش‌آموزی تعیین شده.

Fill out the worksheet before the end of class.

فرم را قبل از پایان کلاس پر کنید.

The teacher assigned a worksheet for homework.

معلم یکدی را برای تکلیف به دانش‌آموزان داد.

Students need to complete the worksheet individually.

دانش‌آموزان باید به صورت جداگانه فرم را تکمیل کنند.

The worksheet contains multiple choice questions.

فرم شامل سوالات چند گزینه‌ای است.

Make sure to bring your worksheet to the next class.

مطمئن شوید فرم خود را به کلاس بعدی بیاورید.

The worksheet is designed to test your understanding of the topic.

فرم برای سنجش درک شما از موضوع طراحی شده است.

You can download the worksheet from the school's website.

می‌توانید فرم را از وب‌سایت مدرسه دانلود کنید.

The worksheet provides practice problems for students.

فرم مسائل تمرینی برای دانش‌آموزان ارائه می‌دهد.

The worksheet is due by the end of the week.

فرم باید تا پایان هفته تحویل داده شود.

Students are required to submit the completed worksheet.

از دانش‌آموزان خواسته می‌شود فرم تکمیل‌شده را ارسال کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید