worldlinesses matter
مادیگرایی مهم است
worldlinesses contrast
تضادهای مادیگرایی
worldlinesses impact
تاثیرات مادیگرایی
worldlinesses explored
مادیگرایی مورد بررسی قرار گرفت
worldlinesses examined
مادیگرایی مورد بررسی قرار گرفت
worldlinesses defined
تعریف مادیگرایی
worldlinesses debated
مادیگرایی مورد بحث قرار گرفت
worldlinesses understood
مادیگرایی درک شد
worldlinesses expressed
ابراز مادیگرایی
worldlinesses acknowledged
مادیگرایی مورد پذیرش قرار گرفت
his worldlinesses often led him to make poor decisions.
این دنیاگراییها اغلب باعث میشد تصمیمات نادرستی بگیرد.
she tried to escape the worldlinesses of city life.
او سعی کرد از دنیاگراییهای زندگی شهری فرار کند.
worldlinesses can distract us from our true purpose.
دنیاگراییها میتوانند ما را از هدف واقعیمان منحرف کنند.
his writings reflect the worldlinesses of modern society.
نوشتههای او بازتابی از دنیاگراییهای جامعه مدرن است.
she often critiques the worldlinesses in popular culture.
او اغلب به نقد دنیاگراییها در فرهنگ عامه میپردازد.
they sought wisdom beyond the worldlinesses of their surroundings.
آنها به دنبال خردی فراتر از دنیاگراییهای اطراف خود بودند.
his worldlinesses made him skeptical of idealism.
دنیاگراییهای او باعث شد نسبت به ایدهآلیسم شک داشته باشد.
finding peace amidst worldlinesses is a challenge.
پیدا کردن آرامش در میان دنیاگراییها یک چالش است.
her worldlinesses shaped her views on relationships.
دنیاگراییهای او دیدگاههای او را در مورد روابط شکل داد.
we must not let worldlinesses define our values.
ما نباید اجازه دهیم دنیاگراییها ارزشهای ما را تعریف کنند.
worldlinesses matter
مادیگرایی مهم است
worldlinesses contrast
تضادهای مادیگرایی
worldlinesses impact
تاثیرات مادیگرایی
worldlinesses explored
مادیگرایی مورد بررسی قرار گرفت
worldlinesses examined
مادیگرایی مورد بررسی قرار گرفت
worldlinesses defined
تعریف مادیگرایی
worldlinesses debated
مادیگرایی مورد بحث قرار گرفت
worldlinesses understood
مادیگرایی درک شد
worldlinesses expressed
ابراز مادیگرایی
worldlinesses acknowledged
مادیگرایی مورد پذیرش قرار گرفت
his worldlinesses often led him to make poor decisions.
این دنیاگراییها اغلب باعث میشد تصمیمات نادرستی بگیرد.
she tried to escape the worldlinesses of city life.
او سعی کرد از دنیاگراییهای زندگی شهری فرار کند.
worldlinesses can distract us from our true purpose.
دنیاگراییها میتوانند ما را از هدف واقعیمان منحرف کنند.
his writings reflect the worldlinesses of modern society.
نوشتههای او بازتابی از دنیاگراییهای جامعه مدرن است.
she often critiques the worldlinesses in popular culture.
او اغلب به نقد دنیاگراییها در فرهنگ عامه میپردازد.
they sought wisdom beyond the worldlinesses of their surroundings.
آنها به دنبال خردی فراتر از دنیاگراییهای اطراف خود بودند.
his worldlinesses made him skeptical of idealism.
دنیاگراییهای او باعث شد نسبت به ایدهآلیسم شک داشته باشد.
finding peace amidst worldlinesses is a challenge.
پیدا کردن آرامش در میان دنیاگراییها یک چالش است.
her worldlinesses shaped her views on relationships.
دنیاگراییهای او دیدگاههای او را در مورد روابط شکل داد.
we must not let worldlinesses define our values.
ما نباید اجازه دهیم دنیاگراییها ارزشهای ما را تعریف کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید