| جمع | worriers |
constant worrier
نگران دائمی
chronic worrier
نگران مزمن
worrier by nature
به طبیعت نگران
She is a chronic worrier, always stressing about the smallest things.
او یک نگران مزمن است، همیشه در مورد کوچکترین چیزها استرس دارد.
Being a worrier, he constantly imagines worst-case scenarios in his mind.
با وجود نگرانی، او دائماً سناریوهای بدترین حالت را در ذهنش تصور میکند.
The worrier in her couldn't help but fret over the upcoming presentation.
نگرانی درون او اجازه نمیداد نگران ارائه آینده بماند.
As a worrier, he tends to overthink every decision he makes.
با وجود نگرانی، او تمایل دارد هر تصمیمی که میگیرد را بیش از حد فکر کند.
Her reputation as a worrier precedes her, with friends always teasing her about it.
شهرت او به عنوان یک نگران از پیش وجود دارد، دوستانش همیشه در این مورد با او شوخی میکنند.
The worrier in him couldn't relax until he knew everyone was safe.
نگرانی درون او نمیتوانست آرامش پیدا کند تا زمانی که میدانست همه سالم هستند.
Despite being a worrier, she managed to stay calm during the crisis.
با وجود اینکه نگران بود، او توانست در طول بحران آرام بماند.
His role as a worrier often leads him to seek reassurance from others.
نقش او به عنوان یک نگران اغلب او را به جستجوی اطمینان از دیگران سوق میدهد.
The worrier in her couldn't shake off the feeling of impending doom.
نگرانی درون او نمیتوانست احساس قریبالوقوع بودن بدبختی را از بین ببرد.
As a worrier, she tends to anticipate problems before they even happen.
با وجود نگرانی، او تمایل دارد مشکلات را قبل از وقوع آنها پیشبینی کند.
constant worrier
نگران دائمی
chronic worrier
نگران مزمن
worrier by nature
به طبیعت نگران
She is a chronic worrier, always stressing about the smallest things.
او یک نگران مزمن است، همیشه در مورد کوچکترین چیزها استرس دارد.
Being a worrier, he constantly imagines worst-case scenarios in his mind.
با وجود نگرانی، او دائماً سناریوهای بدترین حالت را در ذهنش تصور میکند.
The worrier in her couldn't help but fret over the upcoming presentation.
نگرانی درون او اجازه نمیداد نگران ارائه آینده بماند.
As a worrier, he tends to overthink every decision he makes.
با وجود نگرانی، او تمایل دارد هر تصمیمی که میگیرد را بیش از حد فکر کند.
Her reputation as a worrier precedes her, with friends always teasing her about it.
شهرت او به عنوان یک نگران از پیش وجود دارد، دوستانش همیشه در این مورد با او شوخی میکنند.
The worrier in him couldn't relax until he knew everyone was safe.
نگرانی درون او نمیتوانست آرامش پیدا کند تا زمانی که میدانست همه سالم هستند.
Despite being a worrier, she managed to stay calm during the crisis.
با وجود اینکه نگران بود، او توانست در طول بحران آرام بماند.
His role as a worrier often leads him to seek reassurance from others.
نقش او به عنوان یک نگران اغلب او را به جستجوی اطمینان از دیگران سوق میدهد.
The worrier in her couldn't shake off the feeling of impending doom.
نگرانی درون او نمیتوانست احساس قریبالوقوع بودن بدبختی را از بین ببرد.
As a worrier, she tends to anticipate problems before they even happen.
با وجود نگرانی، او تمایل دارد مشکلات را قبل از وقوع آنها پیشبینی کند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now